شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠ - راه شناخت
اشكال تعميم نتيجه موارد تجربه شده به موارد تجربه نشده , باز كرده است , مى گويد :
(( به طوريكه گفته شد , آنچه به تجربه رسيده , خيلى كمتر از مقدارى است كه در تصور انسان بگنجد , مثلا شما مدعى ميشويد كه دوست خود آقاى (( جونز )) را به حال قدم زدن مى بينيد , ولى همين حرف شما خيلى فراتر از آن است كه حق گفتنش را داريد , آنچه شما مى بينيد لكه هاى متوالى رنگينى است كه بر زمينه اى ساكن مى گذرد , مجموع اين لكه ها از طريق (( بازتاب شرطى باولف )) كلمه جونز را در فكر شما زنده ميكند و از اينرو مى گوئيد كه جونز را مى بينيد ... اگر بگوئيد كه شما جونز را مى بينيد درست بدان مى ماند كه در مورد توپى كه پس از برخورد به ديوار به سوى شما برگشته است , بگوئيد كه ديوار به شما برخورده است و راستى كه اين دو حالت چه قدر به هم نزديكند , از اينرو اشيائى كه ما تصور ديدن آنها را داريم , هرگز نمى بينيم , پس آيا دليلى هست به اينكه هر چيزى كه ما گمان ديدنش را داريم ولو كه در واقع نمى بينيم [١] وجود دارد , علم همواره به تجربى بودن خود نازيده و چنين وانمود كرده است كه فقط به چيزهائى باور دارد كه قابل تحقق بخشيدن مى باشند , حال شما مى توانيد به پديدارهائى كه ديدن جونز مى ناميد , در ذهن خود تحقق بدهيد , لكن نخواهيد توانست خود جوانز را به تحقيق دريابيد , شما صداهائى مى شنويد و ميگوئيد كه جونز با دست خود شما را لمس ميكند . اگر او به تازگى حمام نكرده باشد , از نزديك شدن او احساس اشمئزاز ميكنيد , و اين رايحه نامطبوع را به جونز نسبت ميدهيد و اكنون اگر تحت تاثير اين بحث قرار گرفته باشيد ممكن است او را خطاب كنيد كه گوئى در پشت تلفن است و بگوئيد : تو
[١]- مثل آقاى جونز كه به عنوان مثال گفته شد .