شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤ - گريز از طرح صحيح

ماترياليستها و ديالكتيسينها دريافت دارند , با عينك خودشان نمى توانند جهان را متافيزيسمان ببينند .

داستان قاضى بلخ به ياد ميايد كه مردى مدتى از شهر خود غايب بود و قاضى حكم به فوت او داد , اتفاق چند روز بعد سرو كله آن مرد پيدا شد , ماموران به زور او را به تابوت انداخته و مى بردند كه دفن كنند , هر چه فرياد مى كرد , من زنده ام كجا مى بريد ؟ مى گفتند اشتباه ميكنى , چون قاضى حكم كرده كه تو مرده اى پس مرده اى و بايد دفن بشوى .

متافيزيسينها حق ندارند بگويند مارئاليست هستيم و بيش از شما اصالت عين را اثبات ميكنيم و تنها مائيم كه مى توانيم اصالت عين را اثبات كنيم [١] يا بگويند ما كى گفتيم اجزاء جهان همه از يكديگر مجازا و منفردند ؟ اتفاقا اولين بار كه نظريه وحدت عالم , و رابطه آلى اجزاء عالم ابراز شد وسيله ما بود , زيرا ما بوديم كه همه عالم را به صورت يك جاندار , مانند يك انسان دانستيم , و تنها مكتب ما است كه ميتواند دم از رابطه آلى همه اجزاء جهان بزند .

الهى حق ندارد بگويد عاليترين نظريات در متحرك بودن جهان , بلكه عين حركت بودن جهان وسيله ما ابراز شد و تنها مكتب ما است كه ميتواند ثابت كند جهان عين جريان است نه شى ء جارى .

حق ندارد بگويد : آنچه شما او را تبديل تغيير كمى به تغيير كيفى مى نمايد , ما سالها بلكه قرنها قبل , با تغيير صحيح و درستش از او به نام (( مقدمه بودن تغييرات كيفى براى تغييرات ماهوى )) ادا كرديم , و آنچه علم زيست شناسى جديد در مورد تكامل جانداران ( موتاسيون ) ميگويد نظريه جديدى است نه به شما مربوط است نه به ما .


[١]- رجوع شود به جلد اول اصول فلسفه و روش رئاليسم .