شش مقاله : جهان بيني الهي و جهان بيني مادي - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - گريز از طرح صحيح
آقا ناسيف ايده آليسم ذهنى ) را كه نقطه مقابل فلسفه است , زيرا اساس فلسفه را رئاليسم تشكيل ميدهد [١] يك سيستم فلسفى معرفى ميكنند ؟
چرا يك سلسله مسائل را كه مربوط به مساله شناخت است و ربطى به عينى بودن و عينى نبودن اشياء ندارد , مانند مسائلى كه كانت و هگل در مساله شناخت طرح كرده اند , اينها را تحت عنوان ايده آليسم و انكار دنياى خارج مطرح ميكنند ؟ چرا اصرار دارند از خداوند به (( روح )) يا (( شعور )) بنامند , ابادارند , به كار برند ؟ راز و رمز همه اينها چيست ؟
راز همه يك چيز است , منحرف ساختن افكار , ترس از مواجه شدن با چهره واقعى مساله , آيا شما تاكنون از زبان حكيم يا متكلم يا پيامبرى شنيده ايد كه مساله تقدم ذهن بر عين و تقدم شعور بر ماده را به عنوان دفاع از مكتب خود طرح كرده باشد , چه تلازمى هست ميان نظريه الهى درباره جهان و ميان تقدم شعور بر ماده ؟ بسيارى از فلاسفه الهى , روح را محصول حركت جوهرى ماده و طبيعت ميدانند , تقدم ماده بر شعور را با اصالت و تجرد روح و جاودانگى آن نيز منافى نمى بينند , همچنانكه تلازمى نيست ميان نظريه مادى يعنى انكار خدا و ماوراء طبيعت و ميان تقدم ماده بر شعور به مفهومى كه انگلس و پيروانش ابراز ميدارند , برتراندر اسل چنانكه ميدانيم شخصا ماترياليست است , يعنى منكر خدا و ماوراء طبيعت و منكر مذهب است , در عين حال در رابطه شعور و ماده به گونه اى نظر
[١]- رجوع شود به اصول فلسفه و روش رئاليسم جلد اول مقاله ٢ .