پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٦٩ - جلوه هائى از تعرض ائمه ( ع )
جلوه هائى از تعرض ائمه ( ع )
اين جلوه هاى تعرض آميز در چند شكل بود . يك شكل از آنها همان بود كه در نامه امام سجاد به محمد بن شهاب زهرى ملاحظه كرديد , يك شكل در ميان موضع و پايگاه خلفاى اموى است در پوشش تعليمات معمولى و عادى دينى . حديثى است از امام صادق ( ع ) كه مى فرمايد :
ان بنى امية اطلقواللناس تعليم الايمان و لم يطلقوا تعليم الشرك لكى اذا حملو هم عليه لم يعرفوه] (
بنى اميه براى مردم راه فرا گرفتن ايمان را باز گذاشته اما راه فرا گرفتن شرك را بستند , بدين خاطر كه اگر مردم را به شرك كشاندند , مردم شرك را نشناسند . يعنى بنى اميه اجازه مى دادند كه علما و اهل دين از جمله ائمه عليهم السلام راجع به نماز و حج و زكات و روزه و عبادات و . . . همچنين راجع به توحيد و نبوت , سخن بگويند و احكام الهى را در اين گونه موارد بيان كنند . ولى راه را باز نمى گذاشتند كه راجع به مفهوم شرك و مصاديق و جلوه هاى آن در جامعه بحثى كنند و مردم را بياموزند , زيرا اگر اين معارف مربوط به شرك را به مردم مى آموختند , آنان فورا مى فهميدند كه مشركند , مى فهميدند آن چيزى كه بنى اميه آنها را دارند به سوى آن سوق مى دهند شرك است , فورا مى شناختند كه عبدالملك و ديگر خلفاى بنى اميه طواغيتى هستند كه در برابر خدا قد علم كرده اند و كسى كه از آنها اطاعت كند , در حقيقت به شرك رو آورده است . به اين جهت بود كه اجازه نميدادند مردم معارف مربوط به شرك را فرا گيرند .
ما در اسلام وقتى درباره توحيد بحث مى كنيم , بخش مهمى از