پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨ - جهت گيرى كلى امامان در حوادث زندگى
و آن آينده چيزى جزاين نميتواند باشد كه حكومت غير قابل قبول از نظر امام حسن ( ع ) كه بر حق نيست بايد كنار برود و حكومت مورد نظر سر كار بيايد . لذا به اينها مى گويد كه شما از فلسفه كار اطلاع نداريد . چه مى دانيد شايد مصلحتى در اين كار وجود دارد ؟
در آغاز صلح , دو نفر از سران شيعه ( مسيب بن نجيه و سليمان بن صرد ) با عده اى از مسلمانان خدمت امام مجتبى مشرف شدند و گفتند : ما نيروى زيادى داريم , از خراسان و از عراق و . . . و اينها را در اختيار شما ميگذاريم و حاضريم معاويه را تا شام تعقيب كنيم . حضرت آنها را در خلوت به حضور خواستند و مقدارى با آنان سخن گفتند پس از اينكه بيرون آمدند آرام شده بودند و نيروهايشان را رها كرده و پاسخ روشنگرى هم به عده همراهان خودشان ندادند .
طه حسين مدعى است كه اين ديدار در حقيقت سنگ زير بناى اصلى مبارزات تشيع را گذاشت , يعنى ميخواهد بگويد امام حسن ( ع ) با اينها نشستند و مشورت كردند و در همين ديدار تشكيلات عظيم شيعى را بوجود آورده بنابراين در زندگى امام حسن ( ع ) و در كلمات اين بزرگوار اين معنى واضح است اگر چه در آن دوران زمينه چنين قيامى آماده نبود . زيرا رشد مردم كم و تبليغات و امكانات مالى دشمن خيلى فراوان بود . دشمن از شيوه هائى استفاده مى كرد كه امام حسن نمى توانست از آن شيوه ها استفاده كند , مثل دادن پولهاى بى حساب , جمع كردن افراد غير موجه و نا صالح كه امام از اين كارها نمى توانست بكند , چرا كه دست او باز بود , و دست امام حسن بسته .
بدين جهت كار امام حسن ( ع ) كار بنيانى و بسيار عميق و زير بنائى بود . ده سال امام حسن با همان چگونگى ها زندگى كردند . در اين مدت افرادى را دور خود جمع كرده و پرورش دادند . عده اى در گوشه و كنار