پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٨ - چند حديث جعلى از محمد زهرى
كند , يا اينكه بايد ريشه اين عمل را در دشمنى و عناد او نسبت به اسلام بدانيم كه مى خواست احاديث اسلامى را تخليط كند تا اينكه اقوال پيامبر به آسانى شناخته نشود .
در كتب تذكره و رجال و حديث از اين قبيل داستانها زياد است . از آن جمله است داستان آن اميرى كه پسرش به مكتب خانه رفته بود و مكتب دار , پسر او را زده بود . وقتى پسر گريان به منزل برگشت و به پدرش گفت كه امروز مكتب دار مرا زده است . پدر عصبانى شده گفت : الان ميروم و ميگويم يك حديثى عليه اين مكتب دار بسازند كه ديگر اين مكتب دار از اين غلط ها نكند !
از اين داستان معلوم ميشود كه آنقدر جعل حديث براى آنها آسان بود كه حتى به خاطر ترحم بر اشك كودكشان , يك حديث عليه مكتب دار يا شهرى كه مكتب دار از آنجا است , درست مى كردند . در هر صورت , اين وضعيت موجب شده بود كه يك ذهنيت و فرهنگى بسيار مخلوط , مجعول و نادرست از اسلام , در جهان اسلام وجود داشته باشد , و منشأ اين ذهنيت غلط , همان محدثين و علمائى بودند كه در خدمت قدرتمندان و صاحب منصبان آن زمان بودند . بنابراين , در چنين وضعيتى , برخورد با اين دسته , يك عمل بسيار مهم و تعيين كننده است .
چند حديث جعلى از محمد زهرى
اينك نمونه اى از اين برخورد , در زندگى امام سجاد ( ع ) ذكر مى كنيم : اين برخورد مربوط است به برخورد امام با محمدبن شهاب