پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٣ - لزوم تشكيلات

وقتى ميگوئيد :

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا

خدايا عاقبت كار ما را نيك كن , اين دعا ياد عاقبت امر را در دل شما زنده ميكند و شما را بياد عاقبت مى اندازد . انسان گاهى از عاقبت خودش غافل ميماند . فعلا دارد زندگى ميكند و ميگذارند و توجه ندارد كه عاقبت , در سرنوشت انسان تعيين كننده و نقش دهنده و مهم است . وقتى اين دعا را كرديد , ناگهان شما را بياد مياندازد و انگيزه توجه به عاقبت امر را در شما بيدار ميكند و شما ميرويد دنبال اين كه عاقبت امرتان را خوب كنيد , ولى چگونه خوب كنيد , اين بحث ديگرى است . تنها خواستم مثالى بزنم تا توجه شود كه دعا چگونه انسان را به انگيزه هاى درست و صادق متوجه ميكند . آرى يك كتاب صحيفه سجاديه از اول تا آخر پر از انگيزه هاى شريف دعائى براى انسانها است كه اگر انسان بدانها توجه كند واقعا همين صحيفه سجاديه كافيست كه يك جامعه را توجه دهد و اصلاح و بيدار كند .

از اينها كه بگذريم روايات كوتاه فراوانى از امام سجاد ( ع ) نقل شده است , من يك نمونه اش را در بحثهاى قبلى آوردم كه متأسفانه در مجله اشتباه چاپ شده بود :

اولاحر يدع هذه اللماظة لاهلها

[ ( لماظه] ( يعنى پس مانده دهان سگ . چقدر اين بيان مهم است : آيا يك آزاد مرد ( انسان آزاده اى ) نيست كه اين پس مانده دهان سگ را براى اهلش بگذارد ) ! پس مانده دهان سگ چيست ؟ همين زخارف دنيوى , كاخها , تشريفات و اين چيزهائى كه همه دلهاى ضعيف در دوران عبدالملك جذب آن ميشدند . اين ها را ميگويند پس مانده دهان سگ . همه كسانى كه نوكرى عبدالملك يا نوكرى نوكرانش يا حركت در جريانش را