پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٩ - جهت گيرى كلى امامان در حوادث زندگى
با شهادت خودشان با سخنان مخالفت آميز خودشان با دستگاه معاويه مخالفت كرده و در نتيجه آنها را تضعيف نمودند .
پس از آن نوبت به امام حسين ( ع ) رسيد آن بزرگوار نيز همان شيوه را در مدينه و مكه و جاهاى ديگر دنبال كردند , تا اينكه معاويه از دنيا رفت و حادثه كربلا پيش آمد . گر چه حادثه كربلا قيامى بسيار مفيد و بارور كننده براى آينده اسلام بود , اما بهر حال آن هدفى را كه امام حسن و امام حسين دنبال مى كردند به تأخير انداخت , براى اينكه مردم را مرعوب كرده , ياران نزديك امام حسن و امام حسين را به دم تير برده و دشمن را مسلط نمود . و اين جريان بطور طبيعى پيش مى آمد . اگر قيام امام حسين ( ع ) به اين شكل نبود , حدس بر اين است كه پس از او و در آينده اى نزديك امكان حركتى كه حكومت را به شيعه بسپارد وجود داشت . البته اين سخن بدين معنى نيست كه قيام امام حسين عليه السلام بايد انجام نميگرفت , بلكه شرائطى بود كه ناگزير بايد آن قيام در آن هنگام انجام مى گرفت , و در اين هيچ شكى نيست . لكن اگر آن شرائط نبود , و اگر امام حسين در آن جريان شهيد نميشد , احتمال زيادى بود كه آينده مورد نظر امام حسن عليه السلام بزودى انجام گيرد . در اين معنى روايتى هست كه در اينجا مى آورم :
در[ ( كافى] ( , ابوحمزه ثمالى از امام باقر عليه السلام چنين روايت مى كند .
[ ( سمعت ابا جعفر عليه السلام يقول يا ثابت ان الله تبارك و تعالى قد كان وقت هذا الامر فى السبعين . هذا الامر ] (
يعنى حكومت و ولايت اهل بيت , در همه رواياتى كه كلمه[ ( هذا الامر ] ( آمده , يا اگر در همه نگوئيم , در اغلب رواياتى كه اين كلمه هست , مقصود اهل بيت است , درباره اى از موارد هم به معانى قيام است