پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٢٢ - تشكيلات مخفى

بطور خلاصه به اين صورت است كه در سال ٦٢ هجرى جوان كم تجربه اى از بنى اميه والى مدينه شد . او فكر كرد براى بدست آوردن دل شيعيان مدينه خوب است عده اى از آنها را براى مسافرت و ديدار با يزيد دعوت كند و همين كار را كرد . عده اى از سران مسلمانان وبعضى از صحابه و بزرگان مدينه را , كه غالبا ازعلاقمندان به حضرت سجاد ( ع ) بودند براى رفتن به شام دعوت كرد كه بروند با يزيد مأنوس شوند و اين اختلافات كم شود . اينان به شام رفتند وبا يزيد ملاقات كردند وچند روزى مهمان او بودند وپذيرائى شدند . سپس يزيد به هر كدام از آنها مبالغ زيادى پول ( در حد ٥٠ هزار درهم و صد هزار درهم ) داد واينها به مدينه برگشتند .

همين كه به مدينه رسيدند . چون فجايعى كه در دستگاه يزيد اتفاق مى افتاد ديده بودند زبان به انتقاد ازيزيد گشودند . مساله درست بعكس شد , اينها بجاى تعريف از يزيد مردم را به جنايات او آگاه كردند و به مردم گفتند : يزيد چگونه ميتواند خليفه باشد در حالى كه اهل شرب خمر , بازى با سگها و اهل انواع واقسام فسق و فجور است و ما او را از خلافت خلع كرديم .

عبدالله بن حنظله [١] يكى از مردمان با شخصيت و موجه مدينه بود كه پيشاپيش مردم عليه يزيد قيام كردند و يزيد را خلع ومردم را به سوى خود دعوت نمودند .

اين حركت موجب آن گرديد كه يزيد ازخود عكس العمل نشان دهد و در نتيجه يكى از سرداران پيرو فرتوت بنى اميه بنام[ ( مسلم بن عقبه] (


[١]حنظله همان جوانى است كه قبل از اينكه شب داماديش به صبح برسد , به ارتش حضرت رسول اكرم ( ص ) ملحق شد و در غزوه احد به شهادت رسيد , و ملائكه او را غسل دادند لذا معروف است به حنظله غسيل الملائكه .