پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٦

شما وقتى سرگذشتهاى زندگى امام سجاد را بنگريد , حوادث متنوع و جالب توجه زيادى همانند ديگر امامان مان خواهد ديد , ليكن اگر همه اينها را گرد هم آوريد به سيره امام سجاد دست نخواهيد يافت . سيره هر كسى به معناى واقعى كلمه آنگاه روشن ميشود كه ما جهت گيرى كلى آن شخص را بدانيم , سپس به حوادث جزئى زندگى او بپردازيم . اگر جهت گيرى كلى دانسته شد آن حوادث جزئى هم معنى پيدا ميكند , اما اگر چنانچه آن جهت گيرى كلى دانسته نشد يا غلط دانسته شد , آن حوادث جزئى هم بى معنى يا داراى معنى نادرستى خواهد شد , و اين مخصوص امام سجاد ( ع ) يا ساير امامان نيست , بلكه اين اصل در مورد زندگى همه صدق ميكند .

در مورد امام سجاد ( ع ) , نامه آن حضرت به محمد بن شهاب زهرى , نمونه اى از يك حادثه در زندگى امام است . اين نامه اى است از يك نفر كه منسوب به خاندان پيامبر است به يك دانشمند معروف زمان در اين باره نظرهائى ميتوان داشت : اين نامه مى تواند جزئى از يك مبارزه گسترده و وسيع بنيانى باشد , مى تواند يك نهى از منكر ساده باشد و ميتواند اعتراض يك شخصيت به شخصيت ديگر باشد همانند اعتراض هائى كه در طول تاريخ ميان دو شخصيت و يا شخصيتها فراوان ديده شده است . از اين جريان بخودى خود و جدا از بقيه حوادث آن دوره , چيزى نميتوان فهميد تكيه من روى اين مساله است كه مااگر حوادث جزئى را بريده از آن جهت گيرى كلى در زندگى امام مورد مطالعه قرار دهيم , بيو گرافى امام فهميده نخواهد شد , مهم اين است كه ما جهت گيرى كلى را بشناسيم .

نخستين بحث ما درباره جهت گيرى كلى امام سجاد ( ع ) در زندگى است , و اين را با قرائنى از كلمات و زندگى خود آن حضرت , ونيز با برداشت كلى از زندگى ائمه عليهم السلام ياد مى كنم و توضيح مى دهم .