پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٢٤ - تشكيلات مخفى
بروند . مختار كه مظهر تشيع بود قبل از روى كار آمدن عبدالملك بدست مصعب بن زبير نابود شد ولى عبدالملك مى خواست به دنباله هاى حركت مختار و غيره وحركتهاى ديگر تشيع خط پايان بكشد و همين كار را كرد و در حقيقت شيعه در عراق بويژه كوفه كه در آن زمان يكى از مراكز اصلى شيعه بود دچار ركود وخاموشى شد .
در هر صورت اين حوادث از حادثه عاشورا شروع شد و دنباله هائى داشت از قبيل واقعه حره و سركوب كردن حركت[ ( توابين] ( [١] در عراق و شهادت مختار و شهادت ابراهيم بن مالك اشتر نخعى و ديگر بزرگان شيعه كه پس از شهادت اين عده حركات آزاديخواهانه , چه در مدينه و چه در كوفه
[١]حركت توابين اولين عكس العمل حادثه عاشورا بود كه در كوفه رخ داد . پس از شهادت امام حسين ( ع ) بعضى از شيعيان همديگر را مورد مؤاخذه و عتاب قرار مى دادند زيرا دعوت امام ( ع ) را اجابت نكرده و براى يارى او به جبهه نشتافته بودند و ديدند كه چيزى اين گناه را پاك نمى كند مگر انتقام خون ابى عبدالله ( ع ) از قاتلين و دشمنان آن حضرت و لذا به كوفه آمدند و با پنج نفر از بزرگان شيعه اجتماع و گفتگو كردند . و در نتيجه سليمان بن صرد خزاعى را رهبر خويش قرار داده و حركت مسلحانه آشكار را , آغاز كردند .
شب جمعه ٢٥ ربيع الثانى سال ٦٥ هجرى به زيارت مرقد مطهر امام حسين آمدند و اينقدر گريه و ضجه كردند كه تاكنون روزى مثل آن روز ديده نشده است . سپس قبر را وداع كرده و براى مبارزه ونبرد با رژيم به شام رفتند و با ارتش بنى اميه جنگيدند و همگى كشته شدند .
نكته جالب در حركت توابين اين است كه آنان با اينكه در كوفه بودند , مع ذالك به شام رفته و با رژيم جنگيدند , براى اينكه ثابت كنند كه قاتل امام حسين يك شخص و يا بعضى از اشخاص نيست بلكه اين رژيم است كه امام را به شهادت رسانده است .