پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٧٣ - جلوه هائى از تعرض ائمه ( ع )
عبدالملك اطلاع پيدا كرده بود كه شمشير پيغمبر ( ص ) در اختيار حضرت سجاد ( ع ) است و اين چيز جالبى بود , زيرا يادگار پيغمبر بود و مايه تفاخر . وانگهى بودن آن شمشير نزد امام سجاد , خطرى براى عبدالملك بود زيرا مردم را به سوى خود جلب مى كرد . لذا در نامه اى كه به امام سجاد نوشت در خواست كرد كه حضرت شمشير را براى او بفرستد . در ذيل نامه هم نوشته بود كه اگر كارى داشته باشيد من حاضرم كار شما را انجام دهم ! يعنى پاداش آن به را هم در ضمن نامه و عده كرده بود .
امام جواب رد داد , مجددا به حضرت , نامه اى تهديد آميز نوشت كه اگر شمشير را نفرستى , من سهميه تو را از بيت المال قطع خواهم كرد [١] امام در پاسخ نوشت :
[ ( اما بعد , خداوند عهده دار شده است كه بندگان متقى را از آن چه ناخوشايندشان است نجات ببخشد , از آنجا كه گمان ندارند روزى دهد . و در قرآن فرموده است :
همانا خدا دوست نمى دارد هيچ خيانتگر نا سپاس را .
ان الله لايحب كل خوان كفور
اكنون بنگر كه كدام از ما دو نفر با اين آيه منطبق تريم . اين لحن بسيار تندى در مقابل خليفه بود , زيرا اين نامه بدست هر كس مى افتاد , مى فهميد كه امام سجاد اولا : خودش را خيانتگر و ناسپاس نمى دادند ثانيا : هيچ كس درباره آن بزرگوار چنين تصورى را ندارد , زيرا او انسان بزرگوار و مرد شايسته و برگزيده اى از خاندان پيغمبر بود و هرگز منطبق با اين آيه نبود بنابراين نظر امام سجاد اين بود كه تو خيانتگر و ناسپاس هستى ! تا اين حد , امام
[١]در آن زمان تمام مردم از بيت المال سهميه مى گرفتند , و امام هم همانند سايرين از بيت المال سهميه معينى مى گرفت .