پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٧١ - جلوه هائى از تعرض ائمه ( ع )
زيرا اينها از ادله عقلى و نقلى كه دلالت مى كرد بر اينكه مثلا عبدالملك نمى تواند حاكم مسلمان و خليفه آنها باشد عدول كردند . از نصوص و دلائل روايات آشكار عدول كردند و به هوسها و هواهاى خودشان رو آوردند . مردم مى ديدند كه زندگى بى دردسر از نظر تعرض حاكم براى آنها راحت تر است , لذا با همان راحت طلبى خود گذراندند و تبعيت از ائمه جور كردند بنابراين , آنها هم مشرك بوده اند .
از اين رو , مى بينيم هنگامى كه ائمه بخواهند شرك را بيان كنند يك تعرض نيمه آشكارى با دستگاه خلافت خواهد بود . اين كار در زندگى امام سجاد و در كلمات ايشان هست .
نمونه ديگرى هم از اين جلوه هاى تعرض را مادر برخى از مكاتبات ميان امام سجاد ( ع ) و عبدالملك خليفه مقتدر اموى مشاهده مى كنيم , كه من دو نمونه آن را در اينجا اشاره مى كنم :
١ يك وقت عبدالملك نامه اى نوشت به امام سجاد ( ع ) و حضرت را بر ازدواج با كنيز آزاد شده خودش ملامت كرد . حضرت , كنيزى داشتند و آن كنيز را آزاد كردند سپس با او ازدواج كردند . عبدالملك نامه اى نوشت و امام را مورد شماتت قرار داد . البته كار امام يك كار بسيار انسانى و اسلامى بود , براى اينكه يك كنيزى را از قيد عبوديت و رقيت آزاد كرده بود و سپس به همان كنيز برده , شرافت بخشيده و او را همسر خود قرار داده بود و اين كار بسيار انسانى و جالبى است . ولى انگيزه عبدالملك از نامه نوشتن اين بود كه در ضمن اينكه تعرضى به امام سجاد كرده باشد , مى خواست به آن بزرگوار بفهماند كه از مسائل داخلى ايشان هم مطلع است و بدين وسيله يك تهديد ضمنى بود حضرت . امام سجاد ( ع ) در پاسخ نامه نوشتند و در مقدمه فرمودند : اين كار هيچ اشكالى ندارند و بزرگان هم چنين كارى