اعتبار زيارت عاشورا - كريمى، حسين - الصفحة ٢٧ - ب) حكم فقهى لعن
واجب است و چنانچه او از شخصى تبرّى جسته باشد ما هم از او،
- هركسى كه باشد- تبرّى مىجوييم، حال بايد ديد كه آيا از طريق خبر صحيح چنين امرى واقع شده است يا خير؟ در پاسخ مىگوييم: آرى برائت على (ع) از مغيره و عمرو بن عاص و معاويه ثابت و به منزله خبر متواتر است از اينجهت هيچيك از اصحاب ما آنها را دوست ندارند و بر آنها درود نمىفرستند.
ولى امروزه در ميان جامعه اسلامى ما، افرادى تحت عنوان روشنفكرى به دنبال زدودن لعن و حذف آن از فرهنگ دينى مسلماناناند؛ گاه با اين پندار كه لعن با فطرت و حقيقت انسانيت سازگارى ندارد؛ و گاه با اين فرياد كه بايد به دنبال احيا و بيدارى مبتنى بر همزيستى با ساير مذاهب و اديان و حتى با كفّار و بتپرستان بود؛ و آنقدر دايره آزاد انديشى خود را توسعه مىدهند كه با جهالت تمام مىگويند: دينى كه در او لعن و نفرين نسبت به ديگران باشد، دين جامعى نيست.
آيا مىتوان گفت طرفداران حق و حقيقت و يكتاپرستى، نبايد كسانى را كه طرفدار بىدينى و بتپرستىاند و يا كسانى كه به دنبال ترويج اباحهگرى و لامذهبى در جامعهاند را لعن و نفرين كنند؟!
ما بر اين باوريم كه انسان بر حسب فطرت خدايى خود در مرحلهاى قرار مىگيرد كه راه مقابله با باطل و كفر و الحاد را لعن مىداند، و با اين
عمل، به ايمان و اعتقاد خود صلابت و استحكام بخشيده، وبر باطل بودن افكار ملحدين و مخالفين، مهر دائمى بطلان مىزند.
لعن در حقيقت يك شعار برخاسته از شعورى ريشهدار و عميق است؛ لعن فريادى است كه از اعماق ايمان و ژرفاى آگاهى سر داده