اعتبار زيارت عاشورا - كريمى، حسين - الصفحة ١٨ - ب) حكم فقهى لعن
ساختن شخص از رحمت خداوند است؛ بنا براين، مشمول ادله دالّه بر رجحان دعا مىشود و نمىتوان گفت اين ادلّه از مورد لعن انصراف دارد.
ب: لعن از مصاديق تبرّى است و تبرّى از دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا (ص) به طور مسلّم رجحان و بلكه در برخى موارد وجوب و لزوم دارد.
بله، مىتوان گفت تبرّى در صورت لزوم در دايره قلب است و چنانچه آدمى در دل تبرّى بجويد، كافى است؛ ولى لعن متقوّم به اظهار به زبان و الفاظ است و اين دليل وجوب و يا رجحان اين مرحله از تبرّى كه اظهار زبانى است را اثبات نمىكند.
ج: لعن يك نوع انزجار از ظلم است و اگر ما به دليل دوم توجه نكرده و مسأله تبرّى را عنوان نكنيم، مجرد اين معنى كه لعن يك نحو مخالفت با ظالم و انزجار از او است، براى عدم ترديد در حكم به رجحان لعن دشمنان دين كافى است.
د: مىدانيم رفتار و كردار پيامبر اكرم (ص) و ساير معصومين (ع) حجّت است و مىتوان از فعل آنان به صورت مطلق بر جواز به معنى اعمّ، استدلال كرد؛ لكن در موارد خاص با توجه به موضوع و قرائن موجود، مىتوان نوع خاصى از انواع سهگانه جواز را به اثبات رساند. و در مورد بحث، با توجه به موضوع حكم، مىتوان گفت: اگر از
قرائن، وجوب هم قابل اثبات نباشد، حدّاقل مطلق رجحان ثابت است.
ه-: بعيد نيست كه بتوان گفت لعين و دور از رحمت خداوند بودن از صفات بارز شيطان است و چيزى كه مناسب با اوصاف شيطانى است، اظهار به آن به هر نحوى رجحان دارد؛ چرا كه اين اظهار، در واقع مخالفت با شيطان و هر عمل شيطانى است.