تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٣١ - اشكال دليل اول
از ملاحظه اين كلمات روشن مىشود كه مسئله وجوب و لزوم احتياط در باب نكاح و فروج امرى اجماعى نيست، و آن را نمىتوان به مشهور نسبت داد، بلكه همان طور كه عدّهاى از فقهاء تصريح به وجوب نمودهاند، جمع ديگرى نيز تصريح به اولويّت يا تأكّد بر احتياط داشتهاند.
بنابراين، با قطع نظر از رواياتى كه آنها را دنبال خواهيم كرد، نمىتوان پذيرفت كه در اين ابواب، اصالة الحلّ به اصالة الاحتياط انقلاب پيدا مىكند، بلكه بايد همان احتياطى كه در ساير موارد رجحان دارد را در اين گونه موارد نيز به همان شكل، امّا با تأكيد و شدّت بيشترى پذيرفت.
بر اين ادّعا شواهدى نيز وجود دارد:
١. در فتاوى فقهاء موجود است كه مرد در هنگام ازدواج با زن، لازم نيست از او سؤال كند كه آيا او خلية هست يا خير؟
اگر احتياط در فروج يك امر لزومى بود، با چنين فتوايى سازگارى نداشت.
٢. فقهاء در باب نكاح فتواى به صحت نكاح فضولى دادهاند، در حالى كه اگر احتياط جنبه لزومى داشته باشد، بايد نكاح فضولى را باطل دانست.
صاحب بلغة الفقيه به اين معنا متفطّن بوده است و در مقام توجيه آن برآمده و مىگويد:
فالضيق والتوسعة في الأسباب لا مدخليّة لهما في الاحتياط وعدمه، فالتوسعة والتخفيف في سبب النكاح لا ينافي الاحتياط المؤكّد فيه، بل لعلّ المناسب لحفظ الفروج من