تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧١ - شرحها
اعتماد کردن و اگر با «الی» باشد به معنی واگذار کردن آید.
شرحها
این آیات غرض بازگویی قصص انبیاء را بیان میکند که عبارت است از
اطمینان قلب رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم و موعظه برای مؤمنان و
بیان گوشهای از نظام هستی که «الحق» باشد، آن گاه میگوید در مقام تهدید
به کفار بگو آنچه میتوانید بکنید ما نیز به عقیده خود عمل خواهیم نمود
منتظر آینده باشید که ما نیز منتظرانیم، سپس در مقام اطمینان دادن به آن
حضرت میگوید: غیب آسمانها و زمین و کارهای آینده خاص خداست. کارها همه به
او بر میگردد، زمام هر کار دست اوست. او را بندگی کن و بر او اعتماد نما و
خدا از آنچه میکنید بی خبر نیست.
١٢٠- وَ کُلًّا نَقُصُّ عَلَیْکَ
مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَکَ وَ جاءَکَ فِی هذِهِ
الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْری لِلْمُؤْمِنِینَ.
در این آیه سه چیز
در نظر است اول تثبیت و تسکین قلب آن حضرت، دوم بیان حق و گوشهای از نظام
خلقت نسبت به پیروزی اهل حق و بدبختی اهل باطل که سبب تسکین قلب آن حضرت
است، سوم موعظه و پند برای عموم زیرا نظام خلقت برای همه یکی است، لفظ
«کلا» تقدیرش «و کل القصص نقص علیک» است مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ بیان است
از مضاف الیه «کلا».
١٢١- وَ قُلْ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکُمْ إِنَّا عامِلُونَ.
نظیر
این است آیه ٩٣ که در قصه شعیب علیه السّلام گذشت و آن تهدید است به صورت
امر، هر چه قدرت دارید به شرک ادامه دهید که ما نیز در دین خود پایدار
خواهیم بود.