تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٠ - شرحها
تذلل، خضوع و اظهار فروتنی است.
بدو: بدو (بر وزن عقل): بادیه و صحرا.
نزغ: نزغ: افساد و به قولی دخول در امری برای افساد. وسوسه شیطان را نزغه گویند. نَزَغَ الشَّیْطانُ شیطان فساد ایجاد کرد.
لطیف: لطف مدارا، رفق و نزدیکی. لطیف: مداراگر. «لطف اللَّه:
رفق» و نیز به معنی کوچکی و نفوذ و دقّت آید علی هذا لطیف به معنی نافذ میباشد که کنایه از علم و احاطه است.
ملک: (بضم- م) حکومت. زمامداری.
شرحها
در تعقیب ماجرای آموزنده یوسف علیه السّلام در این آیات را میخوانیم:
یعقوب از خانواده خود به کناری رفت و گفت دریغا بر یوسف، از کثرت اندوه
چشمهایش از دید افتاد و وجودش پر از اندوه بود، خانوادهاش گفتند: آن قدر
یوسف یوسف میگویی تا مرده متحرک میشوی و یا از بین میروی، یعقوب علیه
السّلام گفت: من از اندوه و گرفتاری خود شکایت به خدا میبرم و از الطاف او
واقفم.
آن گاه گفت: پسران من بروید یوسف و برادرش را جستجو کنید و از
رحمت خدا نومید مباشید که فقط کافران از رحمت خدا نومید میشوند. پسران
یعقوب راهی مصر شدند چون پیش یوسف رسیدند ناتوانی کرده و گفتند: ای عزیز
قحطی ما را بیچاره کرد، سرمایه و بهای ناچیزی آوردهایم اما تو پیمانه ما
را تمام بده و به ما تصدق کن که خدا متصدقان را دوست میدارد.
در آن هنگام یوسف به آنها گفت: آیا بیاد دارید که درباره یوسف و برادرش