تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٠ - شرحها
مکانتکم: کون: بودن. مکان: موضع و محل بودن «مکانت» منزلت و موضع و تمکن و قدرت، مراد از آن در اینجا تمکّن است.
ارتقبوا: رقبه (به کسر اول) و رقوب: حفظ و انتظار. رقیب: حافظ و منتظر. «و ارتقبوا»: منتظر بمانید.
جاثمین: جثوم: سقوط بر روی یا نشستن به زانو. «جاثمین» افتادگان.
شرحها
در ادامه بررسی حالات پیامبران علیهم السّلام در این آیات ماجرای حضرت
شعیب و قوم او بیان شده است، آن حضرت سخن خود را با دعوت به توحید شروع
میکند و از بتپرستی منع میکند و به عدالت و انصاف در معاملات و اینکه کم
فروشی نکنند و اجناس مردم را ناقص ننمایند و به منفعت حلال قانع باشند،
امر میکند در جواب او میگویند: آیا نماز تو دستور میدهد که دین پدران
خود را رها کنیم و یا درباره اموال خود مطابق میل خود رفتار نکنیم؟
شعیب
فرمود: من بر گفته و دعوت خود دلیلی از خدا دارم و نسبت به شما جز اصلاح و
سعادت نمیخواهم، نیز در دعوتم با شما شریک میباشم، مبادا مخالفت با من
آن بلائی بسر شما بیاید که به سر قوم نوح و هود و صالح آمد و مکان قوم لوط
که تار و مار شدند از شما چندان دور نیست از اعمال گذشته استغفار کنید و به
سوی خدا برگردید که خدا رحیم و مهربان است.
گفتند: بسیاری از آنچه
میگویی برای ما مفهوم نیست و اگر اقوام و عشیرهات نبود سنگبارانت
میکردیم، تو ناتوان هستی و پیش ما گرانقیمت نمیباشی.
شعیب گفت: آیا عشیره من پیش شما از خدا عزیزتر است که خدا را فراموش