تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦ - شرحها
عمل ناپسند است مثل کشتن و زخم زدن و امثال آن.
عقروها: عقر: بریدن. «عقر الکلب و الفرس و الإبل: قطع قوائمها بالسیف» «عقروها» یعنی ناقه را کشتند. این لفظ نشان میدهد که کشتن آن به وسیله قطع پاهایش بوده است.
جاثمین: جثوم: سقوط بر روی. نشستن به زانو. جاثم: ساقط شونده «جاثمین» ساقط شوندگان. (کشته شدگان).
لم یغنوا: غنی: کفایت و بینیازی کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیها گویا از اول در آن مکان نبودهاند «غنی فی المکان: اذا اقام فیه».
شرحها
در بیان حالات نوح و هود علیهما السّلام علّت آمدن حالات انبیاء را در
این سوره بیان کردیم. در این آیات، صالح علیه السّلام قوم خویش را به عبادت
و فرمان خدا میخواند آنها در جواب میگویند: ما قبل از این به تو امید
داشتیم متأسفانه که چنین شدی آیا ما را از متابعت پدرانمان نهی میکنی؟! در
جواب فرمود:
خدا به من معجزه و نبوت داده است و اگر از دعوت دست بردارم
پیش خدا مسئول خواهم بود، شما با این گفته برای من تباهی میافزائید، این
ناقه خدا و برای شما معجزه است به آن آسیبی نرسانید که عذاب خدا شما را
میگیرد، ناقه را کشتند، صالح گفت: سه روز دیگر مهلت دارید و چون ایمان
نیاوردند عذاب خدا آنها را چنان گرفت که گویی از اول در آن مکان نبودهاند.
٦١- وَ إِلی ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ.
یعنی به قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، «اخاهم» نشان میدهد