تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٤٢ - کلمهها
٥٣- هر چه نعمت دارید از خداست و آن گاه که گرفتاری رسد به درگاه او ناله میکنید.
٥٤- و آن گاه که بلا را زایل کند گروهی از شما به پروردگار خود شرک میآورند.
٥٥- تا نعمتی را که دادهایم انکار کنند، خوشی کنید به بزودی خواهید دانست.
کلمهها
هاجروا: هجر و هجران: جدا شدن، خواه با زبان باشد یا با بدن و یا با قلب
«هجر الشیء: ترکه و اعرض عنه» مهاجرت: متارکه غیر، آن در عرف هجرت است از
محلّی به محلّی و در عرف قرآن هجرت از دار کفر است به دار ایمان.
لنبوئنهم: بوء: مساوات و رجوع تبوء: مهیا کردن «لنبوئنهم»: حتما آماده میکنیم برای آنها.
زبر: (بر وزن عنق): جمع زبور، کتاب حکمت را زبور گویند، به قولی زبور مطلق کتاب است، منظور از آن نوشتهها و کتابها است.
یخسف: خسف: فرو رفتن و فرو بردن. «خسفه اللَّه و خسف هو».
تقلبهم: قلب: برگرداندن و برگردیدن. «تقلب»: گردیدن و تصرف در امور منظور حرکت در کارهای زندگی است.
رءوف: رأفت: رحمت شدید یا مطلق رحمت، گویند: رأفت نسبت به کسی است که گرفتار باشد ولی رحمت اعم است.
تخوف:
تخوف به معنی ظهور خوف است یَأْخُذَهُمْ عَلی تَخَوُّفٍ بگیرد آنها را در
حال ظهور خوف و در حالی که میدانند و میترسند، مانند کسی که میداند او
را به اعدام میبرند (مقابل گرفتار شدن در حال غفلت).