تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٣ - نکتهها
به وجود آورده است، مراد از سؤال، سؤال به زبان فطرت است و گرنه سؤالی در بین نبوده است نظیر: وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ فصلت/ ١٠.
منظور از لا تُحْصُوها اتمام شمارش است یعنی اگر نعمتهای خدا را بشمارید قادر به اتمام شمارش آنها نیستید، جمله: إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ در بیان آنست که: با وجود اینهمه موهبتها انسان بسیار ظالم و بسیار ناسپاس است که قدر آنها را نمیداند و به خود ظلم میکند، ناگفته نماند «من» در مِنْ کُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ برای بیان است نه تبعیض ظاهرا سؤالهایی که در دعا کردن داریم در آیه منظور نیست بلکه فقط سؤالهای طبیعی و احتیاجهای واقعی منظور است و نیز آیه دلالت دارد که نعمتهای خدا خارج از حوصله شمارش است.
نکتهها
در حال از دنیا رفتن و برزخ:
در رابطه با آیه یُثَبِّتُ اللَّهُ
الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ روایاتی آمده است که اشاره به
آنها لازم است، در تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السّلام نقل شده: شیطان
در وقت مرگ نزد مردی از دوستان ما میآید، از چپ و راستش میآید تا او را
از عقیدهاش رو گردان کند، خدا از اینکار مانع میشود خدا این چنین فرموده:
یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ.
در
روایت دیگر از امام باقر و امام صادق علیه السّلام نقل شده: چون شخص در
قبر گذاشته شود، دو نفر ملک پیش او میآیند یکی از طرف راست و یکی از طرف
چپش، شیطان روبروی او نشانده میشود که چشمانش از مس (همچون مس) است، به آن
مرد گفته میشود چه میگویی در حق این مرد (رسول خدا) که از میان شما
برخاسته و میگوید کی رسول خداست؟ آن مرد از این سؤال