تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٨ - شرحها
محال: محال: کید، عقوبت، عذاب. طبرسی گوید: «المحال: الاخذ بالعقوبة».
فاه: فوه: دهان. در حالات سه گانه، فاه، فوه، فیه میآید، در آیه حالت نصب آنست
شرحها
در این آیات، ابتدا سخن کفار را نقل کرده که در مقام بیاعتنایی به قرآن میگفتند: چرا از جانب خدایش معجزهای بر او نازل نمیشود؟ در جواب میگوید تو فقط انذارکنندهای، آوردن معجزه در اختیار تو نیست، آن گاه به مطالب گذشته و اثبات توحید و تسلّط و احاطه خدا بر کائنات بازگشته است، که خدا عالم آشکار و نهان است، ملائکهای برای حفظ بندگان خود گذاشته است روشن شده تا مردم استعداد و لیاقت نگهداری نعمت را از دست ندهند، خدا نعمت را از آنها نخواهد گرفت و آن گاه که خواست بگیرد هیچ قدرتی آن را باز نمیگرداند باز در مقام ربوبیت حق گفته است که تشکیل دهنده ابرهای پر آب خداست، صدای ابر خدا را حمد میکند و تسبیح میگوید، صاعقهها را به هر که خواست میباراند، آنها که او را میخوانند دعوتشان حق است که از مبدء فیاض و توانا میخواهند، آنان که جز او را میخوانند مانند کسی هستند که دست به سوی آب دراز کرده تا آب خود به خود به دهان او رسد، پیداست که چنین نخواهد شد بهر حال: بنا بر آنچه در آیات پیشین گذشت این آیات نیز روشن میکند که قرآن حق است و توحیدی که قرآن عنوان میکند همان است که موجودات طبیعت آن را اثبات میکنند، قرآن و طبیعت با هم تطابق دارند. نتیجه نهایی آن که: خلقت و تدبیر جهان در دست خداست، همه جهان کار خداست علی هذا