تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٤ - شرحها
شود به آیه ٣ از همین سوره.
عبرة: موعظه، پند. اصل عبر گذشتن از حالی است به حالی، پند را از آن عبرة گفتهاند که از دانستن محسوس به دانستن غیر محسوس عبور داده و رسیده میشود.
الالباب: لب: عقل. جمع آن الباب است، لب در اصل به معنی مغز است مانند مغز بادام، در قرآن پیوسته به صیغه جمع آمده، به قولی به معنی عقل خالص است.
تفصیل: فصل: جدا کردن، ایضا تفصیل هم. آن در قرآن به معنای روشن بیان کردن است.
شرحها
آیات دهگانه سوره و نتیجه گیری از آن است در این آیات روشن شده که
مؤمنان حقیقی کم هستند، بیشتر آنان که مؤمن میباشند ایمانشان آمیخته به
شرک است، زیرا که از آیههای خدا رو گردان و به آنها بیاعتنا هستند، راه
پیغمبر همان ایمان خالص و بیشائبه است، پیامبران دیگر نیز راهشان همان بود
داستان رسولان خدا قصه خوانی نیست بلکه موعظهها و بیان نظامات جهان است و
از آنها فقط اهل تسلیم بهره میبرند.
١٠٢- ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ ما کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ.
«ذلک»
اشاره است به آنچه از قصه یوسف در این سوره گفته شد، منظور از «الغیب» کار
پنهان است که گذشته و مرور زمان آن را پنهان کرده است، وَ ما کُنْتَ ...
تأکید و بیان انباء الغیب است و او در «و هم» برای حال است.
١٠٣- وَ ما أَکْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ.