تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٤ - شرحها
یتبوأ: تبوء: منزل گرفتن که به آن بر میگردد «باء یبوء رجع» یا منزل گرفتن که در آن قرار یابد.
شرحها
در تعقیب ماجرای یوسف علیه السّلام در این آیات آمده است: یوسف در زندان
بود که پادشاه مصر در خواب دید: هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را میخورند و
هفت سنبل سبز و هفت سنبل خشک در پیش او هویدا است، به درباریان خود گفت: من
چند روز است که چنین خوابی میبینم، آنها گفتند: خوابهای آشفته و آمیخته
است ما به تعبیر چنین خوابها آشنا نیستیم. در این بین ساقی شاه که در زندان
تعبیر و دانایی یوسف را دیده بود، یوسف را به یاد آورد و گفت اجازه دهید
تعبیر این خواب از آن جوان کنعانی که در زندان است بپرسم معبر توانایی است،
سپس در زندان به ملاقات یوسف رفت و خواب پادشاه را نقل نمود.
یوسف علیه
السّلام فرمود: تعبیر این خواب آنست که شما در آینده هفت سال قحطی خواهید
داشت، اکنون باید مدت هفت سال طبق معمول گندم بکارید، ما زاد آن را در سنبل
نگهدارید تا فاسد نشود، آنها را انبار کنید، پس از هفت سال که سالهای قحطی
شروع خواهد شد ذخیرههای این هفت سال را در آن هفت سال مصرف میکنید، پس
از سالهای قحطی دوباره سال فراوانی و باران شروع میشود.
چون این تأویل
را پیش پادشاه گفتند پادشاه گفت: او را از زندان خارج کنید و پیش من آورید،
فرستاده شاه پیش یوسف آمد ولی یوسف از زندان خارج نشد و گفت: نزد پادشاهت
برو و بگو اول از زنان که در مجلس زلیخا بودند قضیه مرا تحقیق کند، شاه
زنان را حاضر کرد همه اقرار کردند که یوسف تقصیری ندارد، زلیخا