زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - د) درك درست موقعيت و وظيفه شناسي
حلقش درآورند؛ اما او پاسخ داد كه چه افتخاری از این بالاتر! حجاج دستور داد تا جلاد پشت گردن او را سوراخ كرده، زبانش را از آن طرف بيرون كشد. اينچنين او با خندهاي مستانه جان داد. داستان سعيدبنجبير تنها، نمونهاي از موارد فراواني است كه آنان را وادار به دشنام دادن به علي علیه السلام ميكردند، اما آنان نهتنها علي علیه السلام را بد نميگفتند، بلكه زبان به مدح ايشان ميگشودند. نظير همين مسئله را ميتوان در زيارت قبر حضرت سیدالشهدا علیه السلام نيز مشاهده كرد؛ افرادي دست و پا و حتي گاهي جان خود را از دست ميدادند؛ اما راضي به ترك زيارت امام حسين علیه السلام نميشدند. با همين حماسهها بود كه كربلا همچنان كربلا ماند؛ وگرنه هيچكدام از ما ديگر کربلایی نمیشناختیم.
البته منظور از اين سخنان آن نيست كه ميتوان بدون در نظر گرفتن شرايط اقدامي کرد؛ بلكه منظورمان اين است كه گاهي شرايطي پيش ميآيد كه اقتضا ميكند تا اگر كسي خود، صاحبنظر است و يا دستور و اجازة رهبري را داشته باشد، با اينگونه اقدامات ميتواند كاري انجام دهد كه اثرش از چند سال مبارزه هم بیشتر است و حتي اگر كتب متعددي هم نوشته شود، نميتواند چنين تأثيري برجاي گذارد. بنابراين ما در اداي تكليف هيچگاه دچار بنبست نخواهيم شد و نبايد نگران باشيم كه ممكن است كار به جايي بكشد كه نتوانيم كاري را به انجام رسانيم. حتي در جايي ممكن است راهنمايي و هدايت كردن يك شخص، اثر بالايي را برجاي گذارد؛ چراكه اساساً این عالَم برای این ساخته شده كه انسانها، هم به اساس اسلام و معارف اسلامی و هم به وظایف اسلامی، اجتماعی و سیاسی هدايت شوند.