زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - ِ٥ بصيرت سياسي در امام و رهبري
چهبسا سرنوشت ملتی را تغيير دهد. طبیعی است در اين موارد، باید بیشتر دقت کرد تا قضاوتها بر اساس بصیرت عمیقتری باشد. پس، اجمالاً همه ميدانيم كه باید عقل را بهکار گرفت و از شواهد بهره برد تا قضاوتها سطحی نباشد، و اگر در جاهایی گمان ميرود که مسئله، عميقتر از آن است، بايد مسئله را ژرفتر بررسيد. بهرغم اين سخنان، پرسشي هست: آیا کسانی که فکر ژرف، هوش سرشار و تجربة زیادی دارند، حتماً قضاوتشان ازروی بصیرت خواهد بود؟ یعنی، آيا ميتوان گفت هرکس باهوشتر است و تجربة بیشتري دارد، قضاوتش از بصیرت بیشتري برخوردار خواهد بود و کسانی که هوش و تجربة کمتری دارند، قضاوتشان دور از بصیرت است؟
براي روشن شدن بحث، مناسب است نگاهی به حوادث صدر اسلام بیندازیم. بعد از مبعوث شدن پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله به رسالت، آن حضرت ٢٣ سال در میان مردم بودند؛ بعد از رحلت ایشان نيز ٢٥ سال خلفای سهگانه حکومت کردند. کمتر از پنجاه سال از عمر اسلام گذشته بود که جنگهای داخلی در کشور اسلامی رخ داد كه شاید مهمترين آنها از لحاظ حجم، جنگ صفین بود كه هم زمان طولانیاي را دربر گرفت و هم تلفات بسيار زیادی داشت. یک طرف قضیه در جنگ، شخصی بود که همه او را فرد بسيار باهوشي میدانستند. کار به آنجا رسیده بود که کسانی میگفتند معاویه هوشش از علی علیه السلام بیشتر و سیاست، تدبير و مديريتش نيز از ايشان بهتر است. این مطلب را خود امیرالمؤمنین علیه السلام نيز در سخنانشان مورد اشاره قرار دادهاند:
وَاللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَي مِنِّي وَلَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَيَفْجُرُ وَلَوْلَا