زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - ح) تقويت انگيزة حقيقت جويي در خود
ميگردند؛ چون به دنبال كسب منافع براي خويشاند. مثلاً كسي ممكن است در ذهن خود در نظر گيرد كه اگر فلانكس به قدرت دست يابد، چون خويشاوندي، رفاقت و آشنايي ديرينه با او دارد، و يا حتي همزندان و همسنگر او در گذشته بوده است، منافع او را نيز تأمين خواهد كرد. بنابراين نخست تصميم ميگيرد كه بايد اينگونه شود و آنگاه براي آن توجيه درست ميكند. اين مسئله حتي در رأي دادن افراد نيز بروز پيدا ميكند و ممكن است رأيدهندهاي، بااينكه ميداند فرد ديگري صلاحيت بيشتري براي تصدي آن منصب دارد، اما به دليل دلبستگي به شخص ديگر، او را بر آن فرد، ترجيح ميدهد. در اينجا او در جستوجوي حقيقت نيست؛ بلكه به دنبال تأمين خواستههاي دل خود است.
شرط بصیرت آن است که در ما انگیزة حقيقتجويي باشد و درحقيقت، به دنبال اين باشيم كه خدا از ما چه ميخواهد؛ نهآنكه رفاقتها، سوابق دوستی و منافع شخصی، گروهی و حزبی را ملاك قرار دهيم. درصورتي بصيرت محقق ميشود كه در كنار تفكر صحيح و دورانديشي، انگيزة حقيقتجويي نيز باشد؛ وگرنه ممكن است كسي هوشي به اندازة معاويه داشته باشد و مانند او نيز خوب فكر كند، اما درنهايت، به سرنوشت معاويه گرفتار آيد و در مسيري انحرافي افتد. اگر كسي بهرة فكري و هوشي بالايي داشته باشد و به اندازة كافي نيز تجربه اندوخته باشد، اما نيت و انگيزة صحيحي نداشته باشد، هيچگاه به بصيرت دست نخواهد يافت. و چه بسا ضررش از افراد كم استعداد بسي بيشتر باشد! پس براي كسب بصيرت، بايد از محکمات شروع كرد،