زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - ١ شناسايي دشمن
را عملي ميسازند. آنان گاهي در ظاهر، دشمني خود را بروز نميدهند و حتي خود را طرفدار و پشتيبان آن ملت نشان ميدهند.
بههرروي، إعمال دشمني شيوههاي مختلفي دارد و كساني كه در اين روزگار با كشورهاي اسلامي و بهويژه با امالقراي جهان اسلام، ايران، دشمني ميورزند، بسيار متفاوت عمل ميكنند و با چهرههاي گوناگون وارد عرصه ميشوند. شناسايي چنين افرادي، نيازمند فن و مهارت ويژة خود ميباشد. براي نمونه، در آن زمان كه حضرت امام «رضواناللّه عليه» فرموده بودند: «هرچه فرياد داريد سر امريكا بكشيد»،[١] بسياري از سياستمداران كاركشته و حتي انقلابي كشور، تعجب كردند و فكر ميكردند كه اين، تعبير مبالغهآميزي است؛ چراكه در آن زمان، هنوز ابرقدرت شرق بود و در داخل كشور ما هم گروهكهايي وابسته به آن بودند. اين جملة امامرحمه الله، كه فريادها را متوجه امريكا ميكرد، فرمايشي مبتني بر بصيرت الهي و فراست خدايي بود كه در ايشان موج ميزد. ايشان در آن شرايط هم، دشمن اصلي را بهتر از ديگران ميشناخت. بنابراين دشمنشناسي خود، مسئلة مهمي است و چنين نيست كه كساني كه درسهايي را در رشتة علوم سياسي خوانده باشند، بهتر بتوانند دشمن را بشناسند؛ اين مسئله مبتني بر اين است كه هم فرد تجربههاي سياسي متعدد و هم فراستي الهي و خدادادي داشته باشد. پس، نخستين گام براي دفاع و پيشگيري از خطراتي كه از ناحية دشمنان وارد ميشود، شناسايي دشمن است.
[١] صحيفة امامرحمه الله، ج١١، ص١٢١، بيانات امام خمينيرحمه الله، در جمع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ٤/٩/١٣٥٨.