زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - ٣ شناخت انگيزة دشمني
را از شخص ديگر بگيرد؛ چراكه نميتواند ببيند كه او از اين منافع برخوردار باشد. در مسائل اجتماعي هم چنين مسائلي وجود دارد؛ همانگونه که كساني كه در مسير گمراهياند نميتوانند ديگران را كه در مسير هدايتاند تحمل كنند: وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء؛[١] «آنان آرزو ميكنند كه شما هم مانند ايشان كافر شويد و مساوي يكديگر باشيد». كساني ميبينند در داخل كشورشان، بهرغم برخورداري از ثروت فراوان، پيشرفت در صنعت و تكنولوژي، پيشينة علمي در مديريت، و فراهم بودن تمام وسايل ظاهري براي پيشرفتشان، با مشكلات جدياي روبهرو هستند، بهطوريكه گروه وسيعي از افراد آن جوامع تا قرص خوابآور نخورند، خواب نميروند و پيوسته در اضطراب هستند؛ بيشترين مصرف دارو در آن كشورها داروي اعصاب است و بيشترين بيماران، بيماران رواني هستند. در برخي از اين كشورها، بهرغم تمام تلاشي كه براي تساوي حقوق زن و مرد ميكنند، آمار زناني كه از شوهرانشان آزار ميبينند و از خانه بيرون رانده ميشوند، از ديگر كشورها بيشتر است. اين كشورها نميتوانند تحمل كنند كه كشورهاي ديگري كه از جنبة اينگونه مسائل مادي عقبتر هستند، مردمشان از امنيت، آسايش و آرامش برخوردارند. ازاينرو، درصدد برميآيند تا مشكلات خود را به كشورهاي ديگر منتقل کنند.
يكي ديگر از انگيزههاي دشمني كه بالاتر از تمام اين انگيزههاست، مسئلهاي فوق اسباب عادي است. نخستين کسی كه در قرآن كريم دشمن
[١] نساء (٤)، ٨٩.