زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦ - ٢ ضرورت و اهميت بصيرت
دراينزمينه، داستان معروف و آموزندهاي هست كه نشان ميدهد در مقابل تبليغات و شبهات، بصيرت تا چه حد ضرورت دارد. عابدي در صومعهاي عبادت ميكرد و چون در بيابان بود و امكاناتي نداشت، تنها از شير گوسفندان خود براي تغذيه استفاده ميكرد. يك روز كه گوسفندان را بيرون آورده بود، چشم راهزنان به گوسفندان او افتاد؛ تصميم گرفتند به هر طريق ممكن آن گوسفندان را از او بربايند. يكي از آنان نزد عابد آمد و پس از عرض ارادت به او گفت: آيا بر شما با آن مقام معنوي زشت نيست كه خوك همراه خودتان داريد؟ عابد با تعجب گفت: خوك؟! من كه خوكي ندارم. اينها گوسفند است. راهزن گفت: نه آقا، اين خوك است كه همراه شماست. عابد حرف راهزن را نپذيرفت. راهزن دوم آمد و همان سخن را گفت و همان پاسخ را شنيد. ديگر راهزن هم نزد عابد آمد و همان سخنان بين او و عابد گذشت. عابد وقتي تنها شد با خود انديشيد: اين سه نفر هريک نزد من آمدند و ميگفتند كه اينها خوك است. نكند كه واقعاً اينها خوك باشد و من در اشتباه باشم. او با اين گمان، گوسفندانش را رها كرد و راهزنان كه در کمين چنين فرصتي بودند، بيسروصدا و بي جنگ و دعوا گوسفندان را تصاحب كردند و با خود بردند.
بنابراين شياطين ميکوشند تا از راههاي مختلف، همان چيزي را در ميان مردم رواج دهند كه مطابق با منافع آنان است. دراينصورت، افرادي كه افكار عميق ندارند، تحت تأثير قرار خواهند گرفت. سياست شياطين آن است كه بهقدري حرف خود را در قالبهاي مختلف همچون سخنراني، مناظره، چاپ