زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - د) درك درست موقعيت و وظيفه شناسي
درنهايت، در زمان عثمان، حتي ضعيفترين مؤمنان هم، متوجه قضيه شدند و شورش کردند و او را کشتند. علي علیه السلام در طول اين مدت كاملاً مطلع بود كه چه خیانتها و ظلمهایی انجام ميگيرد؛ اما او میفهمید که در آن موقعيت باید صبر کرد: صَبَرْتُ وَفِي الْعَيْنِ قَذًي وَفِي الْحَلْقِ شَجًا؛[١] «صبر كردم، درحاليكه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود». اجر این صبر کمتر از آن شمشیر کشیدن در بدر و حنین نبود. نباید تصور كرد در اين مدت، علی علیه السلام بیکار بود؛ همان خوندلهايي که ايشان میخورد، کار كمي نبود.
دراينزمينه، هرآنچه را كه ما دربارة آن فکر، تأمل، بحث، مشورت و تحقیق میکنیم، خود، عبادت است و در حكم «جهاد في سبيلالله» بهشمار ميرود. نبايد تصور كرد كه اينگونه اقدامات، كاري نيست؛ بلكه مقدماتي است كه انسان را آماده میکند تا زماني كه تشخیص داد بايد وارد عمل شود، بهطور جدي عمل کند. از مصاديق موقعيتشناسي، در زمان معاصر، ميتوان از امام خمينيرحمه الله ياد كرد. ايشان در زمان حيات آیتالله بروجردیرحمه الله، هيچ اقدام سياسياي را انجام ندادند؛ اما بعد از رحلت آیتالله بروجردیرحمه الله، آرامآرام زمینهای برای حرکت انقلابي تنها در حد صدور اعلامیه و بیانیه فراهم شد. در زمان آيتالله بروجرديرحمه الله هم كار امام كم نبوده است. همان تفكرها و عبادتها و تلاشهاي علمي و تحقيقي در آن زمان، شخصيتي از ايشان ساخت تا بتواند برای پیروزی انقلاب، رهبری جامعه، بلکه رهبری دنیا را عهدهدار شود.
[١] سيد رضي، نهج البلاغه، خطبة ٣.