زلال نگاه
(١)
مقدمة معاونت پژوهش
٧ ص
(٢)
1 تعريف و ماهيت بصيرت
١١ ص
(٣)
2 ضرورت و اهميت بصيرت
١٤ ص
(٤)
3 راهكارهاي كسب و ارتقاي بصيرت
١٨ ص
(٥)
الف) تقويت اعتقادات و باورهاي ديني
١٨ ص
(٦)
ب) تشخيص صحيح و دقيق حق و باطل
٢٤ ص
(٧)
ج) حرکت در مسیر حق و حقیقت
٣٦ ص
(٨)
د) درك درست موقعيت و وظيفه شناسي
٤٣ ص
(٩)
ه&zwj ) پرهيز از غرور و سستي
٥٠ ص
(١٠)
و) پرهيز از سطحي نگري
٥١ ص
(١١)
ز) ارجاع دادن متشابهات به محكمات و يقينيات
٥٤ ص
(١٢)
ح) تقويت انگيزة حقيقت جويي در خود
٥٦ ص
(١٣)
ط) برداشت صحيح و دقيق از مفاهيم دوپهلو و غلط انداز
٥٨ ص
(١٤)
ي) عبرت گيري از تاريخ
٦٦ ص
(١٥)
ك) كسب آگاهي از مراحل مختلف مقابله با ترفندهاي دشمن
٦٨ ص
(١٦)
1 شناسايي دشمن
٦٨ ص
(١٧)
2 شناسايي عناصر نفوذي دشمن در داخل كشور
٧٠ ص
(١٨)
3 شناخت انگيزة دشمني
٧٢ ص
(١٩)
4 شناخت ابزارها و شيوه هاي إعمال دشمني
٨٨ ص
(٢٠)
5 طراحي و مديريت رويارويي با دشمن
٩٠ ص
(٢١)
الف) درهم آميخته شدن حق و باطل
٩٢ ص
(٢٢)
ب) دخيل نمودن ذهنيت ها، خودخواهي ها و منفعت طلبي ها
٩٣ ص
(٢٣)
ج) تأثيرپذيري از سخنان و رفتار مخالفت آميز ديگران
١٠١ ص
(٢٤)
ِ5 بصيرت سياسي در امام و رهبري
١٠٥ ص
(٢٥)
كتابنامه
١١٧ ص
(٢٦)
نمايه ها
١١٩ ص
(٢٧)
آيـات
١٢١ ص
(٢٨)
روايـات
١٢٧ ص
(٢٩)
نـام هـا
١٣١ ص
(٣٠)
اماکن
١٣٣ ص
(٣١)
کتب
١٣٥ ص

زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦ - د) درك درست موقعيت و وظيفه شناسي

بنابراین در كسب و افزايش بصيرت، نبايد براي کارهای کیفی، اهمیت كمي قائل شد. هركس بايد به هر اندازه كه مي‌تواند بصيرت خود و ديگران را، هم درزمينة آگاهي از اصل اسلام و هم آگاهي از تکاليفي که باید به اجرا درآيد، افزايش دهد. این روشنگری‌ها، خود، در زمرة بزرگ‌ترین عبادت‌هاست. همین‌که شخص، طبق تکلیف خودش، و البته در چهارچوبی که رهبري تعیین می‌کند، به روشنگری بپردازد و مردم را به مسائل آگاه سازد، عبادت و جهاد بزرگی انجام داده است. البته در اين مسير بايد مراقب بود كه دچار غرور نشود و تنها به ديدگاه‌هاي خود اهميت ندهد؛ بلكه از ديدگاه‌هاي صاحب‌نظران نيز بهره جست. افزون‌براين، بايد مراقب بود كه در دام راحت‌طلبي و بهانه‌گيري نيفتد و حتي اگر در جايي هم سكوت را پيشه مي‌سازد به‌منظور تن‌آسايي‌ نباشد. البته چه‌بسا گاهي مصلحت اقتضاي سكوت داشته باشد.

نکتة شايان توجه آن است که، گاهي ممكن است افشاگري‌ها هم مفيد واقع شود. در احكام فقهي اسلام، مسئلة تقيه از مسائل انكارناپذير شيعه است و در برخي روايات نيز از امام صادق علیه السلام نقل گرديده است: إن التقية ديني ودين آبائي؛[١] «همانا تقيه دين من و پدران من است»؛ اما کسانی در همان زمان ائمة اطهار علیهم السلام بودند كه تقيه نكردند و ائمه علیهم السلام رفتارشان را نيز تأييد کردند. براي نمونه، حجّاج یکی از شيعيان بزرگوار، به نام سعید‌بن‌جبیر را احضار کرد و از او خواست تا به علي علیه السلام دشنام دهد؛ اما او شروع به مدح علی علیه السلام كرد. حجاج او را تهديد كرد كه دستور خواهد داد تا زبانش را از پس


[١] احمد‌بن‌محمد‌بن‌خالد البرقي، المحاسن، ج‌١، ص٢٥٥.