در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨١ - اثبات موهبت تشريعى « خلافت» ، از طريق حديث منزلت
«الدرر المتنافرة فى الاخبار المتواترة» نوشته و در آن اخبارى را كه به تواتر از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده است، جمع آورى كرده است. يكى از روايات متواترى كه در اين كتاب نقل شده، حديث منزلت است. در هر حال بنا بر نقل شيعه و سنى، شكى نيست كه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) خطاب به حضرت امير(عليه السلام) فرموده است: أنْتَ مِنّى بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى(عليه السلام) اِلاّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدِى.١
بنابراين در آغاز دعوت علنى پيغمبر(صلى الله عليه وآله) ، همراه با اعلان رسالت، خلافت حضرت على(عليه السلام) نيز اعلام شد و اين گونه نبود كه اين امر در سال آخر زندگى پيامبر(عليه السلام) و در روز غدير تعيين شود. از همان روزى كه دعوت علنى پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) شروع شد، خلافت اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيز اعلام گرديد. به علاوه، خلافت آن حضرت در روايات متعدد و متواتر بيان شده، كه فقط يكى از آنها «حديث منزلت» است كه به گفته حاكم حسكانى ـ صاحب كتاب «شواهد التنزيل» ـ با پنج هزار سند نقل شده است؛ از اين رو مطلبى نيست كه به سادگى قابل انكار باشد.
متأسفانه امروزه برخى از كسانى كه مدعى تحقيق، نوانديشى و روشن فكرى هستند، تحقيق در مسايل مختلف را با شيوه مناسب آن دنبال نمىكنند. از جمله، آنان زمانى كه با اين مسأله مواجه مىشوند كه آيا پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) حضرت على(عليه السلام) را به عنوان جانشين تعيين كرد يا نه، مىگويند، اسلام با دموكراسى مخالف نبوده و نمىتواند باشد؛ چون دموكراسى اصلى
[١] بحارالانوار، ج ٢١، باب ٢٧، روايت ٥.