در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - گفتار هشتم
آمده، اما نياز بود نمونهاى عملى از آن نيز نشان داده شود؛ زيرا اگر هيچ مصداقى پيدا نمىكرد، اين فكر در اذهان تقويت مىشد كه حكومت اسلامى امرى صرفاً آرمانى و ايده آلى ذهنى است كه هيچ گاه قابل تحقق نيست؛ دليل آرمانى بودن آن هم اين است كه چنين حكومتى هرگز تحقق نيافته است. بنابراين براى آن كه ثابت شود چنين حكومتى امكان تحقق دارد، بايد در برههاى از زمان عملا پياده مىشد؛ و تنها فرصتى كه امكان داشت نمونهاى از حكومت اسلامى، به دست يك امام معصوم(عليه السلام) در عالم نشان داده شود، دوران حكومت اميرالمؤمنين(عليه السلام) بود.
البته اين مسأله فقط اعتقاد شيعه است و ساير مسلمانان چنين اعتقادى ندارند. از نظر آنان همه حكومتهاى صدر اسلام از نوع حكومت اسلامى بوده است. حتى بسيارى از علماى اهل سنّت، در بحث حكومت تصريح كردهاند كه اگر كسى عليه حكومت حق اسلامى قيام كند، جنگ با او واجب است، و كشتنش نه تنها جايز بلكه واجب است؛ اما اگر شخص قيام كننده پيروز و مسلط شد و حاكم را كشت و خودش به جاى او نشست، اطاعت از او بر همه واجب مىشود!١ در هر صورت، ما فعلا قصد نقد و بررسى آراى مختلف در اين زمينه را نداريم، بلكه مىخواهيم بر اساس مذهبى كه صحيح دانسته و آن را پذيرفته ايم مشى كنيم.
[١] مبناى اين سخن نظريه «استيلا» است كه يكى از نظرياتى است كه در باب حكومت و سياست، از جانب برخى علماى اهل سنّت، نظير: امام شافعى، غزالى، ماوردى و ابن تيميه و ديگران، به آن اشاره شده است. مثلاً از امام شافعى نقل شده كه «من ولّى الخلافة فاجتمع عليه الناس و رضوا به فهو خليفة و من غلبهم بالسيف حتى صار خليفة فهو خليفة». براى مطالعه بيشتر در اين زمينه، ر.ك: ابوزهره، محمد؛ تاريخ المذاهب الاسلامية والعقائد و تاريخ المذاهب الفقهيه؛ الجزء الاول.