در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - اثبات موهبت تشريعى « خلافت» ، از طريق حديث منزلت
علماى اهل تسنن در كتابى كه پيرامون اخبار متواتر نوشتهاند تصريح كردهاند كه يكى از اخبارى كه به طور قطع متواتر است، حديث منزلت (اَنْتَ مِنّى بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى) است. اين از متواترترين رواياتى است كه از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده است. با اين وجود اگر كسى در مورد آن شك كند، چه قضاوتى در مورد او خواهيد كرد؟ آيا ترديد در صحت حديث منزلت شبيه ترديد در صحت ماجراى اختلاف در انتخابات آمريكا نيست؟ اگر كسى ادعا كرد تمام اخبارى كه درباره تخلف در انتخابات آمريكا گفته مىشود دروغ است، شما به او چه خواهيد گفت؟
اين احاديث با چنين اسناد و تأييداتى كه از خود علماى اهل تسنن دارد، قابل انكار نيست. تمام اين احاديث نيز شاهد بر اين است كه از آغاز رسالت، اميرالمؤمنين(عليه السلام) به عنوان خليفه و جانشين پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) معرفى شد. تنها شبههاى كه ممكن است مطرح شود اين است كه كسى بگويد: شايد پيغمبر(صلى الله عليه وآله) از پيش خود اين كار را انجام داده و انتخاب على(عليه السلام) سليقه شخصى خودش بوده است. در پاسخ اين شبهه نيز بايد بگوييم دلايل متعددى در دست داريم كه در چنين مواردى پيامبر جز به دستور وحى حركت نمىكند. در داستان «سدّ الابواب» خود پيغمبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: من از پيش خودم كارى را انجام نمىدهم؛ إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى؛١ اين كار، دستور خدا است و من از پيش خودم نمىتوانم سخنى بگويم.
در نهايت نيز براى آن كه در اين مسأله (جانشينى و خلافت على(عليه السلام) پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله) ) كوچك ترين شبههاى باقى نماند، داستان غدير اتفاق
[١] نجم (٥٣)، ٤.