در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - نيل به مقام والاى « امامت» قبل از بلوغ!
سنّت در ذيل آن بيش از روايات شيعه است. در اين آيه از كسى سخن گفته مىشود كه از طرف خدا داراى بيّنه و دليل روشن است؛ خدا براى او راه روشنى قرار داده و او به آن راه مسلط است و به دنبال وى كسى مىآيد كه شاهد او و از خود او است؛وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ، تالى و دنباله رو او است. به عبارت ديگر اشاره دارد به اين كه بعد از پيامبر، ولايت امر به او مىرسد. البته فعلا در اين جا نمىخواهيم با اين آيه بر امامت استدلال كنيم.
در ذيل اين آيه ٢٣ روايت از طرق اهل سنّت نقل شده، مبنى بر اين كه «شاهد» مورد اشاره در اين آيه اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(عليه السلام) است، و اين در حالى است كه از طريق شيعه ١١ روايت به اين مضمون نقل شده است. البته در مورد اين كه چرا تعداد روايات شيعه كمتر است، مىتوان احتمالاتى از قبيل تقيه نمودن شيعيان و يا از بين رفتن و سوزانده شدن متون اصلى روايى شيعه در عصرهاى پيشين را مطرح كرد.
اما چرا در اين آيه نفرموده است «يتلوه اخوه» يا «يتلوه ابن عمه» و يا «يتلوه رجلٌ منه» بلكه مىفرمايد «يتلوه شاهدٌ منه»؟ چرا مىگويد كسى كه از خانواده او است شاهد رسالت است؟!
نبايد تصور كرد كه اين شهادت از قبيل شهادتى است كه من و شما بر زبان جارى مىكنيم و مىگوييم «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه(صلى الله عليه وآله)» ؛ چرا كه چنين شهادتى اختصاص به يك نفر ندارد تا آيه بفرمايد «يتلوه شاهدٌ»، و آن شاهد هم از خود او و داراى قرابت و ارتباط نزديك با او و «مِنْهُ» باشد. از اين رو شهادت مورد اشاره در اين آيه قطعاً با شهادتى كه من و شما بر زبان جارى مىكنيم تفاوت دارد. اين شهادت بايد شهادت كسى باشد كه گفت: من «ريح النبوة» را استشمام مىكردم،١ صداى وحى را مىشنيدم و
[١] نهج البلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ٢٣٤ (مشهور به خطبه قاصعه).