در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٧ - خلاصه و چكيده اين ده گفتار
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْض؛١ فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند.
از ظاهر اين آيه چنين برمى آيد كه وراثت در شخصيت آنها مؤثر بوده است. در رواياتى نيز داريم كه هيچ كدام از پدران پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مشرك نبودهاند و بت نپرستيده اند. اين عوامل مىتواند مؤثر باشد تا آن فضيلت تكوينى به آنها داده شود. پس از آن نيز خداوند به كسانى كه از مزاياى تكوينى درست و به بهترين وجه استفاده مىكنند، متناسب با حكمت، مقاماتى عطا مىفرمايد؛ مقاماتى چون نبوت، رسالت، خلافت، امامت و ساير مقاماتى كه انبيا و اوليا داشتند. البته آنها نيز در يك رتبه نبودند و با هم تفاوت داشتند:
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض؛٢ برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم.
هر كدام به اندازه لياقتى كه داشتند خداوند به آنها مقاماتى داد.
در هر حال، خداى متعال اميرالمؤمنين(عليه السلام) را به خلعت تشريعى خلافت آراست و آن حضرت را بر مردم امير قرار داد. اما هم چنان كه مىدانيم، پس از رحلت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بسيارى از مردم زير بار اين مسأله نرفتند و خلافت آن حضرت را نپذيرفتند. در مورد عوامل اين مخالفت، مطالبى به اجمال مطرح شد. در مورد خواص؛ دنيازدگى، حسد و كينه توزى، سه عامل مهمى بود كه سران فتنه را عليه حضرت على(عليه السلام) وارد عمل كرد و به مخالفت واداشت. اما در مورد توده مردم، دليل عمده اين مسأله، ناآگاهى مردم بود.
[١] آل عمران (٣)، ٣٤. [٢] بقره (٢)، ٢٥٣.