در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٦ - خلاصه و چكيده اين ده گفتار
انجام دهد پاداش مىگيرد و هر كس نيز تخلف كند متناسب با آن كيفر مىشود. عدالت خداوند در اين دو مرحله اخير است كه مطرح مىشود. تكليفى كه خداوند از يك فرد ضعيف مىخواهد، نبايد با تكليفى كه از يك شخص قوى مىخواهد مساوى باشد. آن تكليفى كه براى پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و اميرالمؤمنين(عليه السلام) با آن استعدادها و توانايىهاى روحى تعيين مىكند، نبايد براى ما تعيين شود؛ چرا كه ما هيچ گاه از عهده آن تكاليف برنمى آييم. هم چنين پس از ابلاغ و وصول تكليف، عدل خداوند اقتضا مىكند كه افراد متناسب با رفتارشان پاداش يا كيفر ببينند.
در هر صورت از آن جا كه خداى متعال مىدانست كه برخى اولياى خاصش، و از جمله اميرالمؤمنين(عليه السلام) ، از امتيازات تكوينى كه به آنها اعطا كرده حداكثر استفاده را خواهند كرد، از اين رو برخى امتيازات تشريعى نيز به آنان عطا فرمود:
اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛١ خداوند داناتر است كه رسالتش را در كجا قرار دهد.
خدا مقام نبوت را به هر كسى نمىدهد، بلكه بايد لياقتى ذاتى در فرد وجود داشته باشد؛ مثل اين لياقت كه بتواند با فرشته وحى تماس بگيرد. همه انسانها اين لياقت را ندارند. چه بسا عوامل ژنتيكى و عوامل ارثى هم در آن مؤثر باشد. در سوره آل عمران هنگامى كه خداوند نام چند تن از انبيا (آدم، نوح و ابراهيم(عليهم السلام) ) را ذكر مىكند، مىفرمايد: اينها تيرهاى بودند كه پشت در پشت پيغمبر و از اولياى خدا بودند:
[١] انعام (٦)، ١٢٤.