در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٢ - ملاك حب و بغض در اسلام
در هر صورت، مىتوان گفت علت اصلى مخالفت با حضرت على(عليه السلام) در بين سران و بزرگان قوم، چيزى جز «حب دنيا» و در رأس آن، علاقه به مال و مقام نبود. طلحه و زبير از خواص و نخبگان جامعه اسلامى آن زمان بودند. آنها از جمله اعضاى شوراى شش نفرهاى بودند كه عمر براى انتخاب خليفه بعد از خود تعيين كرده بود. مىدانيم كه يكى از اعضاى آن شورا نيز حضرت على(عليه السلام) بود. از اين رو در جامعه آن روز، طلحه و زبير هم تراز حضرت على(عليه السلام) شمرده مىشدند. اما بعد از سالها جهاد و فداكارى براى اسلام و خدمت به مسلمين، عاقبتِ آنها اين شد كه به سبب علاقه به مال و رياست، به مخالفت و جنگ با حضرت على(عليه السلام) برخاستند.
اكنون ما بايد در احوال خود بينديشيم كه وضعمان چگونه است؟ آيا حب مال و مقام در قلب ما ريشه ندارد؟ به راستى اگر ما به جاى زبير بوديم چه مىكرديم؟ در مورد زبير جالب است كه بدانيم بر اساس نقلى، فاطمه زهرا(عليها السلام) به اميرالمؤمنين(عليه السلام) عرضه داشتند، اگر شما وصيت مرا نمىپذيريد، انجام آن را از زبير درخواست كنم! آرى، چنين كسى حاضر شد رو در روى على(عليه السلام) بايستد و با آن حضرت بجنگد! و آيا من و شما مطمئنيم كه ايمانمان از زبير محكم تر است؟!
دل بستگى به پول و رياست، نامطلوب و موجب هلاكت انسان است. اگر انسان به جمع كردن مال بپردازد و آن را به دست اهلش نرساند، مال پرستى است؛ و اگر كسى مقامى را كه لياقت آن را ندارد اشغال كند و آن را در اختيار كسانى كه بهتر از او توانايى اداره آن را دارند قرار ندهد، حب مقام در قلب او رسوخ كرده است. چنين كسى مصلحت امت را فداى مصلحت و منفعت خود مىكند. البته از سوى ديگر نيز انسان مىتواند با بهره گيرى از