در پرتو ولايت - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - ملاك حب و بغض در اسلام
عمر تعيين كرده بود. عمر طبقه بندى خاصى براى مسلمانان تعريف كرده بود و بر آن اساس بيت المال را تقسيم مىكرد. مهاجرينِ اول و شخصيتهاى سرشناس، سهم بيشترى داشتند و كسانى كه از مراتب پايين ترى برخوردار بودند و اسم و رسمى نداشتند سهم كمترى مىگرفتند.
اميرالمؤمنين(عليه السلام) از ابتدا با اين تصميم مخالف بودند و فرمودند: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بيت المال را به طور يكسان تقسيم مىكرد. هم چنين هنگامى كه مردم با ايشان بيعت كردند، گفتند من بيعت شما را مىپذيرم به اين شرط كه بر اساس سنّت پيغمبر(صلى الله عليه وآله) رفتار كنم.
طلحه و زبير پس از بيعت با اميرالمؤمنين(عليه السلام) به آن حضرت گفتند: ما از سابقينِ مؤمنان و از نزديكان پيغمبر(صلى الله عليه وآله) هستيم و به اسلام خدمات فراوانى كرده ايم؛ بنابراين در تقسيم بيت المال همانگونه كه خليفه دوم عمل مىكرد، براى ما سهم بيشترى قرار بده! اميرالمؤمنين(عليه السلام) در پاسخ اين درخواست فرمودند: آيا شما زودتر ايمان آورده ايد يا من؟ آنها گفتند: البته شما! دوباره آن حضرت از آنها پرسيدند: آيا شما به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) نزديك تر هستيد يا من؟ آنها گفتند: البته شما! حضرت فرمودند: سهم من از بيت المال همان است كه به ديگر مسلمانان مىدهم؛ بنابراين نمىتوانم به شما بيش از آن بدهم. من بايد سنّت پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را عمل كنم و نمىتوانم طبقه بندى عمر را بپذيرم؛ زيرا خلاف شرع و بدعت است.
و اما درخواست دوم آنان اين بود كه حكومت عراق به زبير و حكومت يمن به طلحه واگذار شود. اميرالمؤمنين(عليه السلام) در پاسخ اين درخواست نيز فرمودند: بايد در مورد اين پيشنهاد بينديشم و بررسى كنم كه مصلحت چگونه اقتضا مىكند؛ هر كس اصلح باشد، او را تعيين خواهم كرد. با اين دو