ولاها و ولایتها - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣
میشود . معجزات و کرامات انبیاء و اولیاء حق از این مقوله است . مساله معجزات و کرامات خود مساله قابل بحثی است که جداگانه درباره توجیه آن باید بحث شود تدین به یکی از ادیان آسمانی ملازم با قبول و ایمان به خرق عادت و معجزه است ، مثلا یک نفر مسلمان نمیتواند مسلمان باشد و به قرآن ایمان و اعتقاد داشته باشد ولی منکر معجزه و خرق عادت باشد از نظر حکمت الهی اسلامی ، مشکل معجزه یک مشکل حل شده است و البته بررسی این مساله مستلزم بحث در مقدمات زیادی است ما در اینجا از نظر بحث " ولایت تصرف " در آن بحث میکنیم و طبعا طرف سخن ما افرادی هستند که به قرآن ایمان و اعتقاد دارند و وقوع معجزات را اعتراف دارند سخن ما با آنها در این جهت است که معجزه جز مظهری از ولایت تصرف و ولایت تکوینی نیست بگذریم از قرآن که علاوه بر جنبه معجزه بودن ، کلام خداوند است نه کلام پیغمبر و وضع استثنائی دارد در میان همه معجزات ، معجزه بدان جهت صورت میگیرد که به صاحب آن از طرف خداوند نوعی قدرت و اراده داده شده که میتواند به اذن و امر پروردگار در کائنات تصرف کند ، عصایی را اژدها نماید ، کوری را بینا سازد و حتی مرده ای را زنده کند ، از نهان آگاه سازد این قدرت و آگاهی برای او تنها از طریق پیمودن صراط قرب و نزدیک شدن به کانون هستی پیدا میشود و " ولایت تصرف " جز این چیزی نیست . برخی میپندارند که در وجود معجزه شخصیت و اراده صاحب معجزه هیچ گونه دخالتی ندارد ، او فقط پرده نمایش است ، ذات احدیت مستقیما و بلاواسطه آن را به وجود میآورد ، زیرا کار اگر به حد اعجاز برسد از حدود قدرت انسان در هر مقامی باشد خارج