نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٢٢
اين كلمه در قرآن و روايات براى گروههاى چهارگانه خواص به كار رفته است كه در اينجا براى هر يك نمونهاى ذكر مىكنيم:
الف- خواص جبهه حق كه عملكرد خوبى داشتهاند؛ مانند خواصّ و درباريان مؤمن و مطيع حضرت سليمان (ع).
حضرت سليمان گفت: اى سران و بزرگان! كدام يك از شما تخت او را براى من مىآورد؟ «١» ب- خواص جبهه حق كه عملكرد بدى داشتهاند، مانند خواص بنى اسرائيل در برخورد با پيامبران اسرائيلى. به عنوان نمونه ملأ و خواص و بزرگان بنى اسرائيل از پيامبر زمان خود حضرت اشموئيل درخواستند كه براى آنان فرماندهى برگزيند تا به رهبرى او با جالوتيان متجاوز بجنگند. چون اشموئيل (ع) طالوت را از سوى خدا به فرماندهى برگزيد، بهانهها گرفتند و بيشتر آنان از همراهى و همركابى طالوت خوددارى ورزيدند. «٢» ج- خواص جبهه باطل، كه خوب عمل كردهاند، مانند خواص بلقيس ملكه سبا كه افرادى عاقل و عاقبت بينبودند و وقتى بلقيس براى چگونگى مواجهه باحضرت سليمان (ع) با آنها مشورت كرد، با اينكه خود را قدرتمند مىديدند و براى همركابى ملكه اعلام آمادگى كردند، ولى او را به خيره سرى و مقاومت تشويق نكردند، بلكه خواستند كه با تأمل و تدبّر تصميم بگيرد. «٣» د- خواص جبهه باطل كه بد عمل كردهاند؛ مانند عملكرد خواص جوامع كفر در برابر پيامبران (ع). به عنوان نمونه، خواص جامعه حضرت نوح (ع) كه ايشان را تكذيب و انكار كردند! «٤»