نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤
انسانى و كارهاى نيك تشويق و از كارهاى خلاف اخلاق باز مىدارد.
٢- قضاوت وجدان: در اين مرحله وجدان داورى مىكند و مجرم يا مبرّا بودن انسان را مشخص مىكند.
٣- سرزنش وجدان: انسان چون خود را دوست دارد و براى خود عظمت قائل است، اگر كار زشتى از او صادر گردد، به سرزنش و ملامت خود مىپردازد. بدون شك سرزنشكننده آن وجدانيست كه از شخصيّت ايدهآلى ما دفاع مىكند و در تكامل آن مىكوشد و اين سرزنش مقدمهاى براى تكامل روانى انسان است.
٤- آرامش وجدان: وقتى انسان كار نيك و درستى را انجام داد، يك نوع رضايت خاطر و آرامش به او دست مىدهد و از باطن مورد تشويق قرار مىگيرد و از اين جهت لذت و بهجتى به او دست مىدهد و اين آرامش با توجه به ايدهآلى است كه در زندگى خود تشخيص داده است.
معلومات ما درباره اين آثار و نمودها گرچه مانند معلومات ما درباره نمودهاى فيزيكى نمىباشد ولى واقعيتِ قابلِ مشاهده قطعى آنها بر كسى مخفى نيست و نيازمند به اثبات نمىباشد.
ايراد اين است كه چون با توجه به آثار ذكر شده وجدان همان كار دين را انجام مىدهد پس بعثت انبيا لزومى ندارد.
براى پاسخ به اين ايراد بايد به بررسى آثار وجدان و ضعفهاى آن پرداخت.
نظارت وجدان! نظارت وجدان به معنايى كه گفته شد اصلًا واقعيت ندارد، زيرا نيرويى كه انسان را به كارهاى نيك تشويق مىكند و از كارهاى بد باز مىدارد، همان نيروى عقل است كه با درك نتايج و آثار مترتب بر اعمال، موجب برانگيختهشدن شوق به سوى عمل يا پيدايش نفرت و عزم ترك عمل مىگردد و اگر گفته شود پس درك عقل كافى است و به وسيله آن مىتوانيم راه سعادت را بشناسيم، جوابش در درس اول داده شد و در آنجا نارساييهاى عقل تبيين گرديد.