سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى

سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى - جمالی، حسین - الصفحة ٢٤

اين زمينه‌ها با شدّت و ضعف به همراه عوامل ويژه هر منطقه موجب شكل گيرى سازمانهاى منطقه‌اى در روابط بين المللى شد.
نقش سازمانهاى بين‌المللى ومنطقه‌اى در روابط و سياست بين‌الملل‌ سازمانهاى بين المللى و منطقه‌اى، اجتماعى از دولتهاى عضو مى‌باشند. اراده دولتهاى عضو، ايجاد كننده آنهاست. دولتها نقش مؤثر و قابل ملاحظه در ميزان نفوذ و اجراى تصميمات سازمانهاى مزبور داشته و دارند. از اين رو، شناخت نقش سازمانها، بطور كلى، با شناخت نقش دولتها پيوند خورده است.
دولتها در عرصه روابط بين الملل، واحدهايى هستند كه طبق تعريف از حاكميت و استقلال بهره‌مندند. آنها تلاش وافر دارند كه استقلال خود را در تمام ابعاد آن حفظ كنند.
همين دولتها با انتخاب و اختيار خود به عضويت سازمانهاى بين المللى و منطقه‌اى در آمده و راههاى جديدى براى اعمال حاكميت خود مى‌جويند و مصالح حكومتى يا ملّى خود را بهتر مى‌شناسند يا پاس مى‌دارند.
سازمانهاى بين المللى و منطقه‌اى، نقش مؤثر خود را در پذيرش تصميمات آنها از طرف دولتها جستجو مى‌كنند. به عبارت ديگر، تاحدود زيادى، ميزان همكارى دولتها است كه به اعتبار سازمانهاى مزبور افزوده و در سياست بين المللى، آنها را از نقش و عامل سازنده برخوردار مى‌كند.
با بررسى تاريخى عملكرد سازمانها در طول حياتشان به اين نتيجه مى‌رسيم كه هر چند سازمانهاى منطقه‌اى و بين المللى از شخصيت حقوقى مستقل از دولتهاى عضو برخوردارند، امّا تحقق تصميمات، خط مشيها و برنامه‌هاى آنها متكى به پذيرش دولتهاست.
اين سازمانها، اركان و عناصرى هستند كه در محيط و سيستم بين المللى عمل مى‌كنند و عمده‌ترين نيروى موجود در اين محيط همانا «دولت» مى‌باشد. «١»