سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى - جمالی، حسین - الصفحة ٢٣
ملل متحد، پشتوانه چنين تحليل و برداشتى است. «١» انگيزههاى تأسيس سازمانهاى منطقهاى سازمانهاى منطقهاى تحت تأثير عوامل مختلف شكل گرفتهاند. به عنوان نمونه، انگيزه شكل گيرى سازمان وحدت آفريقا را «زمينههاى استعمارى» و «حفظ استقلال» ذكر كردهاند، «٢» در حالى كه وحدت در سازمانهاى اروپايى مبتنى بر «زمينههاى جنگ سرد» و «انديشه وحدت گرايى» بيان شده است. «٣» با اين وجود، عوامل مشترك زير را مىتوان در پيدايش سازمانهاى منطقهاى مؤثر دانست:
١- واقع بودن در يك منطقه و امكان به كارگيرى آسانتر امكانات موجود جهت رسيدن به اهداف مشترك.
٢- زمينههاى همكارى قبلى در سايه عوامل مختلف مانند جنگ و استعمار.
٣- تكنولوژى نوين و افزايش همبستگى و وابستگى متقابل كشورها كه نياز به همكارى بيشتر را افزايش مىدهد.
٤- ضمانت اجراى حفظ استقلال سياسى و اقتصادى در مقابل قدرتهاى بزرگ (در اروپا) و استعمارگر (در آفريقا).
٥- انديشههاى وحدت گرايانه و آرمان وحدت منطقهاى (بر مبناى نژاد، زبان و مذهب).
٦- شخصيتهاى بزرگ سياسى كه فرا ملىنگر و سياستگذار بر مبناى آرمان وحدت منطقهاى بودهاند.
٧- پاسخگويى به نيازهاى مقطعى در وضعيتهاى خاص (مانند وضعيت ويژه كشورهاى اروپايى بعد از جنگ، وضعيت خاص كشورهاى آفريقايى پس از كسب استقلال).
٨- احساس خطر مشترك و نياز به همكاريهاى بيشتر در مقابل دشمن مشترك.
٩- تأكيد منشور ملل متحد بر همكاريهاى منطقهاى براى حفظ صلح و امنيت بين المللى و رشد سطح زندگى مردم. «٤»