سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى - جمالی، حسین - الصفحة ٢٢
كه گويى همه افراد دنيا در يك دهكده زندگى مىكنند.
اين ارتباطات متقابل از سويى و زندگى اقتصادى نوين از سويى ديگر، كشورها و دولتها را بطور جدّى مرتبط و وابسته به يكديگر كرده است. حيات اقتصادى كشورهاى پيشرفته و صنعتى به مواد خام و اوليه كشورهاى جهان سوم وابسته است. جهان سوم نيز از لحاظ دادههاى علمى و پژوهشى، تكنولوژى و تخصص به كشورهاى صنعتى نياز دارد. تجارت و بازرگانى بين المللى هر چند در يك رابطه نابرابر به نفع كشورهاى صنعتى در دوران معاصر عمل مىكند. امّا بيانگر ميزان وابستگى و ارتباطات ميان كشورهاست.
ارتباطات و وابستگيهاى متقابل كشورها در عصر جديد، سازمانهايى را ايجاب كرد كه روابط كشورها از طريق آنها برقرار و كنترل شود. دولتها در اين سازمانهاى بين المللى با نظرات و اهداف يكديگر آشنا شده، زمينه همكارى هر چه بيشتر فراهم مىشود. در چنين زمينهها و با چنين نيازهايى ما شاهد ظهور سازمانهاى بين المللى در عرصه سياست و روابط بين المللى از قرن نوزدهم مىباشيم. «١» ٣- حفظ و كنترل صلح و امنيت بين المللى توسط قدرتهاى عمده دو سازمان مهم بين المللى «جامعه ملل» و «سازمان ملل متحد» در نتيجه نيازهاى كشورهاى قدرتمند و فاتح در جنگ به حفظ صلح و امنيت بين المللى، بگونهاى كه منافع آنها تضمين شود، به وجود آمدند.
جامعه ملل و سازمان ملل، در حقيقت، مجمع كشورهاى فاتح است كه مىخواهند در سياستهاى بين المللى مؤثر واقع شوند، بگونهاى كه آنان تكيه گاه اصلى صلح و امنيت جهانى باشند. در جامعه ملل، پنج كشور قدرتمند عضو «شوراى اجرايى» بوده و تصميمات مربوط به صلح و جنگ را اعلام مىكردند. در سازمان ملل، پنج قدرت عمده صاحب حق وتو بوده و عضو دايمى شوراى امنيت مىباشند. تصميمات مربوط به صلح و امنيت بين المللى به اراده اين كشورهاى قدرتمند متكى است.
اهداف اعلام شده اين سازمانها، اگر چه حفظ صلح و امنيت جهانى است، امّا با تحليل مكانيزم حفظ صلح، به اين نتيجه مىرسيم كه هدف اصلى، كنترل و هدايت روابط بين المللى و سياست جهانى در راستاى منافع قدرتهاى بزرگ است. عملكرد سالهاى نخست سازمان