سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧
حاكم آينده شهر چنين بيان كرد:
«يكى از خويشان خود را به حكومت بگمار، تا مردم درپناه او آرام گيرند و من هم معاونت اورا عهده دار خواهم شد.» پس ازگفتگو با يكديگر، هر دو بر فرمانروايى ابن عباس توافق كردند، ضمناً آن حضرت زياد بن ابيه را متصدّى دريافت خراج (ماليّات) وامور بيتالمال قرارداد و از ابن عباس خواست كه به سخنان «زياد» ترتيب اثر دهد، «١» و تصميمگيرىهاى او را به كار بندد. «٢» بدين ترتيب، ابن عباس مناسب ترين فردى شناخته شد كه مىتوانست اوضاع از هم گسيخته بصره را سامان بخشد، و زندگى مردم آن ديار را رونق دهد. «٣» رهنمودهاى على (ع) به ابن عباس پس از اين كه اميرمؤمنان على عليهالسّلام عبدالله بن عباس را به امارت بصره منصوب كرد، به او چنين وصيّت فرمود:
تو را سفارش مىكنم به ترس از خداوند عزوجل؛ و عدالت، نسبت به كسى كه خداوند ولايت و سرپرستى او را به تو واگذار كرده. باخوشرويى و دانش و حكمت براى مردم گشاده رو باش؛ از كينه توزىها بپرهيز، زيراكه دل و حق را مىميراند و بدان آنچه تو را به خدا نزديك كند، از آتش دور مىدارد، و آنچه تو را به آتش نزديك كند، ازخدا دور مىسازد. ياد خدا بسيار كن، و از فراموشكاران مباش. «٤»