سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩

واهل عراق را بر تو بشورانند. واز طرف ديگر من اطمينان ندارم كه طلحه وزبير هم بربيعت خو دباقى بمانند.
على‌عليه‌السّلام فرمود: اما اين كه گفتى آنها رانگه‌دارم، به خداترديدى ندارم كه نظر تو براى كار دنيا نيكو، و براى اصلاح آن بجاست، ولى تكليفى كه به گردن دارم وشناختى كه از عمّال عثمان دارم، ايجاب مى كند كه هيچ يك از آنان رابه كار نگمارم، اگر اين سياست من مورد قبولشان واقع شود كه براى خودشان خوب است، واگر نپذيرفتند، هديه من به آنان لبه تيز شمشير خواهد بود. «١» طرفدارى ابن عباس از على (ع)
ابن عباس هميشه از على عليه السلام دفاع مى‌كرد، واز اينكه حق آن حضرت درخلافت از وى سلب شده است رنج مى‌برد. در جريان محاصره خانه عثمان، پيروزى اميرمؤمنان على عليه السلام در امر خلافت‌نزد او قطعى بود، و به همين جهت با نامزدشدن ديگران براى خلافت به شدّت مخالفت مى‌كرد.
ابن عباس؛ پس از اين كه سرپرستى حاجيان رابه نيابت از عثمان پس از محاصره‌اش بر عهده گرفت، و حج به جا آورد، در صلصل «٢» عايشه باو گفت:
اى پسر عباس، تو داراى منطق وخرد هستى، تو رابه خدا سوگند مى‌دهم كه مردم را از دور طلحه پراكنده نكنى، چون مردم درباره عثمان بيناگشته و حقيقت برايشان واضح وآشكار شده است، واز شهرها براى موضوعى كه پايانش نزديك گرديده است گرد آمده‌اند وبه من گزارش رسيده است‌