سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥

ادب وكمال والايى كسب نمودوبه همين جهت پيامبرصلى‌الله عليه وآله درحق او دعاى خير كرد. ابن عباس مى گويد:
در يك سحرگاه نزد رسول خداصلى اللّه عليه وآله رفتم، درحالى كه آن حضرت مشغول نماز شب بود. من پشت سر او ايستادم. آن بزرگوار مرادركنار خود قرار داد. وقتى داخل نماز شد، خود راكنار كشيدم. نمازش راكه به پايان برد، به من فرمود: من كه تو رادر كنار خود قرار مى دهم تو چراخو د راكنار مى‌كشى؟ عرض كردم، سزاوار نيست كسى در رديف شما بأيستد؛ شما فرستاده خداهستى آن حضرت از پاسخ من شگفت‌زده شد، واز خداخواست كه برآگاهى ودانش من بيافزايد. «١» همچنين ازابن عباس نقل شده است كه:
روزى پيامبر صلى‌الله عليه وآله درخانه ميمونه بود من آبى براى وضوى آن حضرت حاضر كردم.
ميمونه به او گفت: عبدالله براى وضوى شما آب حاضر كرده است.
پيامبر صلى الله عليه فرمود:
خداوندا، او رادر دين فقيه گردان، وعلم تأويل وتفسير به او بياموز. «٢» پند واندرز پيامبر (ص)
ابن عباس در قرب به رسول خداصلى الله عليه وآله تا آنجا پيش مى‌رود، كه آن بزرگوار وى را بر مركب خويش سوار مى‌كند، وبه او پند واندرز مى دهد. وى دراين باره مى گويد:
رسول خدا مرابا خود سوار كرد، آنگاه فرمود: اى پسر، آيا كلماتى بتو نياموزم كه خدا تو رابه آن سود بخشد؟ گفتم: آرى يا رسول الله، فرمود: